X
تبلیغات
www.ghasedak.blogfa.com

 

 

 

                                                

 

 

 

چکیده:

 

 

دراین مطالعه به بررسی نگرش زنان متاهل نسبت به الگوهای جنسیتی سنتی پرداخته شد وسعی شده به این سوال پاسخ داده شود که آیارابطه ای بین نگرش زنان نسبت به الگوهای جنسیتی سنتی وپای بندی به مذهب،سرمایه ی فرهنگی وشاغل بودن وجود دارد؟

بدین منظورازروش پیمایش که یکی ازمهم ترین روش های مطرح درعلوم اجتماعی است وازتکنیک پرسشنامه جهت جمع آوری داده هاواطلاعات استفاده نموده وپرسشنامه دربین 120 نفراززنان متاهل در دومنطقه ی3و4 تهران که ازطریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودندتوزیع شد.

 

نتایج تحقیق نشان می دهدکه زنانی که دارای سرمایه ی فرهنگی زیادهستندنگرششان نسبت به الگوهای جنسیتی سنتی منفی است وبه عبارتی آن هادارای نگرش مدرن هستند، علاوه براین افرادی که دارای اعتقادمذهبی زیاد هستند وهم چنین افرادشاغل نگرششان نسبت به الگوهای جنسیتی سنتی کم(مدرن)است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

 

الگوهای جنسیتی سنتی برمبنای نقش هاووظایفی که برای زنان تعریف  می کنندازآنهاانتظارتی دارند
الگوهای سنتی وظایفی چون مراقبت ازفرزند،انجام کارهای خانه،و...راوظیفه زن می داندودرمقابل فعالیت های بیرون ازمنزل وتحصیل و...را مختص مرد می داندامادردهه اخیراین تعریفها دچارتغییرها یی شده وتحصیلات واشتغال زنان ازسویی باعث کسب ارزشهاونگرشهاوبرداشتهای جدیدواز سوی دیگر سبب دشواری درهماهنگ کردن نقشهای سنتی بانقش ها ی جدید شده است.به عبارت دیگرخارج شدن زنان از محیط بسته ی خانه وورودآنان به عرصه ی اجتماعی، سبب آگاه شدن زنان ازحقوق شان شده است. به همین دلیل نوعی تعازض ودوگانگی نسبت به الگوهای جنسیتی سنتی راجامعه مشاهده می کنیم الگوهای جنسیتی سنتی،زن رابه عنوان جنس دوم در نظر می گیرندوبااین کاراوراازبسیاری ازحقوقش محروم می کندوعلاوه براین نادیده گرفتن توانایی های زنان عواقب زیادی رابرای جامعه درپی خواهدداشت . اعتمادبه نفس پایین زنان،فقروبی سوادی ، برقراری تعامل نامناسب ،تحمل اشکال مختلف خشونت، عدم امنیت جانبی،و...همه ازعواقب نگاه سنتی به زنان است.درصورتی که حضورزنان دراجتماع علاوه براینکه برای اقتصادجامعه سودمنداست می تواند تاثیرات مثبتی درروحیات وشخصیت زنان داشته باشد.دراین تحقیق سعی شده به سوالاتی چون :

چه رابطه اي بين نگرش زنان نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتي وپايداري آن ها به مذهب وجوددارد؟

چه رابطه اي بين نگرش زنان نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتي ووضيت اشتغال آنها وجوددارد؟

چه رابطه اي بين نگرش زنان نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتي وسرمايه ي فرهنگي آنها وجوددارد؟

پاسخ داده شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       

 

طرح مسئله:

 

درسال هاي اخيرحضورگسترده زنان درعرصه هاي اجتماعي واقتصادي باعث شده كه آن

هانسبت به الگوهاوكليشه هاي جنسيتي سنتي ديدي متفاوت پيداكنندوحتي عده اي اززنان كليشه

هاي جنسيتي راظلمي تاريخي عليه زنان تلقي مي كنندوخواستاربرابرشدن حقوق زنان ومردان هستند. الگوهاي جنسيتي سنتي كه يادگاردوران عظيم مردسالاري است نوعي تبعيض جنسيتي راحاكم كرده است كه حتي دركوچك ترين مسائل نيز نمود مي يابد.))بازي هاي پرسروصداوشلوغ  مخصوص پسرهاست امابازي هاي دخترهادردرون خانه انجام مي شودوبايدبه دورازچشم ديگران باشد،تخصص هاي شغلي عالي درحرفه هاي دستي مثل تخصص هاي كارگران ورزيده يابسيار ورزيده به مردان اختصاص دارددر صورتي كه زنان معمولاً نيروي كاربي تخصص ياكارگران مدان العمرساده هستند))،)ميشل آندره،(1381) ص35) .

 

وجودتبعيض هاي جنسيتي باعث ناديده گرفتن بسياري از كارهاوفعاليت هاي زنان  چه درخانه وچه دربيرون از خانه مي شود.زن ازابتدادرتمام كارهاهم پاي مرد بود ، اماكسي كارهاي اورانمي ديد.« قبل ازشهرنشيني بسياري از زنان وظايف متعددي افزون برمراقبت ازبچه هاوكارهاي خانه انجام مي دادند،كاشتن گياهان درمزارع،مراقبت از گوسفندهاوبزهاوگاوهاوديگرحيوانات،تهيه ي نان،ذخيره سازي غذا،نظافت و....ازجمله كارهاي زنان بود.وظايف آنان اغلب باوظايف مردان به صورت نزديكي هماهنگ مي شدوخانواده يك واحدتوليدي يكپارچه راتشكيل  مي داد. باتوسعه ي مكان هاي كارجدااز خانه،امر توليد نيز از مصرف جدايي گرفت.مردان يعني توليدكنندگان براي كار به خارج ازخانه رفتندوخانه يعني قلمروزنان به محلي براي مصرف كالامبدل شدوخانم خانه به يك مصرف كننده تبديل شد به عنوان كسي كه كارنمي كند،بااينكه كاردرخانه به طور آشكاركاراست وبه اندازه ي اغلب كارهاي صنعتي خسته كننده ومستلزم دقت مي باشدولي فعاليت هاي توليدي زنان ازنظرهاپنهان گشت.»(صادقي،محمد،(1384)ص 6) .

 

الگوهاي جنسيتي سنتي،زن رابه عنوان جنس دوم در نظر مي گيردوبااين كاراوراازبسياري ازحقوقش محروم مي كند واين طرزتفكرحتي دردوره اي كه زنان هم  پاي مردان در فعاليت هاي اجتماعي،سياسي وفرهنگي حضوردارند مطرح مي شود.

 «به گزارش سازمان ملل،زنان درحدود50درصدازجمعيت جهان را تشكيل مي دهندو66درصدازكل ساعات كار(كاربامزدوکار بي مزد)راانجام مي دهند،باوجوداين،آنان فقط33درصداز   نيروي كارمزدبگيررادربرمي گيرندزيراكه مردان،غالب کارها ي بامزدرابه خوداختصاص مي دهندوزنان اقليتي ناچيزاز مسئولان بلندپايه ي سياسي رادرسطح ملي وبين المللي تشكيل مي دهند.علاوه براين باوجوداينكه آنهاحدودنیمی ازكار جهان راانجام مي دهندفقط 10درصداز كل درآمد جهاني رادريافت مي كنندوتنهاصاحب كمترازيك درصدازاملاک جهاني هستند.»(ميشل آندره،(1381) ،ص 31).

 

تبعيض جنسيتي تنهابه مسائل اقتصادي ومشاغل خلاصه نمي شودبلكه درعرصه هاي سياسي نيزنمود مي يابد.باتوجه به سرشماري سال85 حدودنیمی از جمعيت كشوررا زنان تشكيل  مي دهنددرحالي كه تعدادبسياركمي ازآن هادرمشاغل سياسي ومديريتي حضوردارند.به عنوان

 

2

مثال،تنها4/4درصداز كل نمايندگان مجلس در،دورهفتم رازنان تشكيل مي دادندوبا وجودرشد

2برابري تعدادكانديدهاي زن درشوراتعداد اعضاي زن شورا5/1درصدبوده است.«طبق برآوردهاي بانك جهاني 64 درصداز867میلیون بزرگسالی که بی سوادند،زن هستندواز113میلیون کودکزیر11سال که به مدرسه نمی روند،60درصد،دخترهستند.»( ماهنامه ی پیام زن،(1387)،ص53)          

 

برخوردهاي متفاوت پدرومادربادختروپسرهاازكليشه هاي تبعيض جنسي تاثيرگرفته است،«رسم براين است كه براي  دختر بچه هاعروسك،سرويس آشپزخانه،وسايل خانه وچرخ خياطي كوچك بخرنددرحالي كه پسربچه هابازي هاي خانه سازي،اسباب بازي هاي برقي ياماشينی (خودرو،هواپيما، قطارو...)مي خرند.

اين اسباب بازي هادرپسرها،استعدادهايي غيرازتوانايي هاي انجام كارهاي خانگي راپرورش مي دهددرصورتي كه دختران راازهمان آغازكودكي به اين باورمي رساندكه بايد كارهاي خانگي راانجام دهند».(میشل آندره،(1381)،ص32)

 

بايدتوجه داشت كه ناديده گرفتن توانايي هاي زنان، ،عواقب زيادي رابراي جامعه به همراه خواهدداشت. ناديده گرفتن زنان به معناي استفاده نكردن از نيروي انساني نيمي ازافرادجامعه است.

 

«صندوق توسعه ي ملل متحدباانتشار گزارش سرمايه گذاري براي زنان ودختران اعلام كرد،مشاركت نكردن زنان در زمينه ي اقتصادي مي تواند براي جامعه زيان هايي داشته باشد.براساس برآوردكميسيون اجتماعي واقتصادي سازمان ملل كشورهاي منطقه آسياواقيانوس آرام در نتيجه ي محدوديت هاي زنان براي دسترسي به امكانات اشتغال سالانه47 ميليارددلارمتضررمي شوند.»( ماهنامه ی پیام زن،(1387)،ص53)                  

 

تقسيمات جنسي پذيرفته شده درجامعه كه مبناي بي اهميت شمردن حضوريك گروه درفعاليت هاي اقتصادي مي شودو وابستگي مالي آن هارابسيارشديدمي كندوآموزش و فراگيري مهارت هاي كارآمد،براي همين گروه رادراولويت نيازهاو حقوق انساني آن ها به حساب نمي آورد.

قوانين مدون،عرف و سنت هايي كه به قابليت واطاعت محض يك جنس ازجنس ديگر درچارچوب ازدواج تاكيد مي كند،دربسياري ازموارد باعث مي شود،هراندازه هم كه مرد خلافكارباشد،زن چاره ای جز تابعيت ازاوودرموارد بسيارهمدستي باوي رانداشته باشد .

علوه بر این تبعيض ونابرابري وتحقيرزنان باعث تزلزل مقام ومنزلت انساني آن هامي شودومقدمات عقب ماندگي وعدم رشد و پويايي آن هارافراهم مي سازد،درمجموع مشاركت زنان را درعرصه هاي فردي،اجتماعي،خانوادگي وجهاني مخدوش مي كند.

به علاوه چنين نگرش نابرابرانه به زنان باعث مي شودآنان دربرابر توهين هابه روش هاي مختلف عكس العمل نشان دهند.دراين صورت تاثيرات مضرآن دروهله ي اول بر خانواده وتربيت فرزندان خودرا نشان مي دهدوآنگاه آسيب هاي جدي تري رابه جامعه  مي رساند.

ازاين گذشته مسائلي ازاين قبيل باعث ايجادبحران هويت،سرگرداني و سرگشتگي ونهايتاًآسيب هاي شخصيتي قربانيان خود مي شود كه اين نگرش قدرت تصميم گيري واتكا به نفس آن هارا تحت تاثير قرارمي دهد.

درسال هاي اخيردركشورماگزارش هايي از آسيب هاي اجتماعي زنان ودختران دررسانه هاي عمومي ارائه شده است كه حاكي ازافزايش روزافزون دختران فراري،بالارفتن تعدادزنان

 

معتاد،كاهش سن فحشا،افزايش بيش ازحدبي بندوباري جنسي،روابط نامشروع همه به دليل تبعيض هاي جنسيتي است.

درحقيقت تسلط تاريخي ومداوم اين وضعيت،چیزی جز عقب ماندگي زنان ،اعتماد به نفس پايين،فقروبي سوادي  ،برقراري تعامل نامناسب وضعيف ياديگران،قرار گرفتن در معرض تعصب وفشارهاي بيجاوتحمل اشكال مختلف خشونت و ناتواني براي مقابله باآن،ناديده گرفتن شخصيت انساني خود،عدم امنيت جاني،جسمي،رواني و...نداردونهايتاعده اي از آن هارابرای گريزازاين روابط معيوب به انواع مسیر هاي آسيب زاكشانده است.

بایدتوجه داشت که(( سرمايه گذاري  روي زنان ودختران تاثيري چندگانه بر بهره وري وكارايي ورشداقتصادي پايداردارد.زنان تحصيل كرده،امكانات اقتصادي بيشتري دارندوبه گونه اي كامل تر در زندگي اجتماعي شركت مي كنند.وقتي زنان فرصت هايي براي تحصيل،دسترسي به منابع و مكاني درگستره ي سياسي به دست آورندزندگي آنان نه فقط ازنظركيفيت بهبود مي يابدبلکه از نظراقتصادي نيزبهترمي شود)).( ماهنامه پيام زن، (1387 ) ص 53) .

 

دراين تحقيق سعي براين است كه به سوالاتي چون

 

چه رابطه اي بين نگرش زنان نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتي وپايداري آنهابه مذهب وجوددارد؟

 

چه رابطه اي بين نگرش زنان نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتي ووضيت اشتغال آنهاوجوددارد؟

 

چه رابطه اي بين نگرش زنان نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتي وسرمايه ي فرهنگي آنهاوجوددارد ؟

 

پاسخ داده شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادبيات موضوع(ادبيات نظري (

 

نظريه كاركردي – ساختي: 

تالكوت پارسونزازجمله جامعه شناسان مكتب كاركردگرايي  است كه به تحليل موقيعت فعلي زنان درخانواده مي پردازد.«كاركردگراياني چون پارسونزتقسيم كار برمبناي جنس درخانواده رابه نام شايستگي بيولوژيك بيشترزنان براي مراقبت ازديگران،مادري كردن يابقاي نقش پر احساس راتوجيه مي كنندواين تلويحا ًبدان معناست كه زنان قدرت جسماني لازم براي بسياري ازكارهاراندارند . كاركردگرايان به طورخاص به كارخانه پرداخته اندزيرا  اين كاربخشي ازوظايف به شمارمي رفته است ودرنظراين جامعه شناسان تقسيم كارجنسي درخانواده متضمن خرسندي افرادووجودخانواده اي كاراوباثبات است.اين تقسيم كار به نفع هردوجنس وجامعه است.تقسيم كارجنسي درخانواده طبيعي وناگريز تلقي مي شود.» (گرت،استفاني،(1380)ص54)

 

پارسونزبراساس مكتب كاركردي–ساختي كه خود يكي از بزرگان آن است،ايفاي نقش هادرخانواده راموردتوجه قرارداده ووجودنقش هاي موجودپدري ومادري والگوهاي رفتاري همراه باآن راتبيين وتحليل مي كندوابقاءوثبات آن رالازمه ي عدم از هم گسيختگي كيان خانواده معرفي مي كندوتحول درآن راردمي كند.پارسونزباتوجه به الگوي نقش ها،دونقش متفاوت رادرخانواده مطرح مي كند،از نظر او مردنقش ابزاري وزن نقش بيانگردارد.نقش ابزاري بيشتر شامل حالات مردانه ونقش بيانگرشامل حالات زنانه است.به اعتقاداواين تقسيم نقش باعث حفظ وحدت خانوادگي مي شود،زيرانقش مرد،دادن پايگاه اجتماعي به خانواده از طريق شغل مردوحفظ امنيت وآسايش خانواده ازطريق درآمد شغلي اوست ونقش زن ايجادروابط عاطفي(بيانگر)دردرون خانواده حفظ روابط عاطفي ضروري براي اعضاي خانواده  كه ازمشكلات گوناگون جامعه رنج مي برنداست.(اعزازی، شهلا،(1380)،ص85)

 

درديدگاه پارسونز،پدر كه حامل نقش ابزاري است مسئول برقراري تماس باجهان وحوزه ي عمومي است وهمچنين وي تامين كننده نيازهاي اقتصادي خانواده است ومادرنيزكه حامل نقش بيانگراست مسئول تمام آن چيزهايي است كه جنبه عاطفي واحساسي دارند.ازاين روبراي حفظ كيان خانواده لازم است اين دونقش به خوبي ايفاشوندوخروج زن ازخانه وعهده دارشدن مسئوليت اقتصادي ازسوي وي و به طور كلي  اشتغال زنان ازنظر پارسونز مطرود است وموجب خلل در انسجام خانواده مي شودووچودنيازمندي هاي افرادخانواده وابستگي هاي آنان به هم راخدشه دار  مي كند.انتقادات بسياري برنظريات پارسونزواردشده است وبه ويژه ازسوي جامعه شناسان فمنيست،به شدت مورد نقادي قرارگرفته است.

آن چنان كه مارتين سگالن در كتاب جامعه شناسي تاريخي خانواده بيان مي كندكه اين الگو(الگوي پارسونز) تنها درمواردي نادربانحوه ي فعاليت خانوادگي شباهت   مي يابد. مدافعان حقوق زن به شدت ازآن انتقاد كرده  اندواخيراًتحليل هاي جامعه شناسي مبتني برمطالعه ي موردهاي مشخص،هماننداثرآندره ميشل به نام جامعه شناسي خانواده وازدواج اين الگورامتلاشي ساخته اند.( سگالن، ماتين،(1380)،ص67)

 

نظريه ي خانواده ي دموكراتيك:

آنتوني گيدنزدرزمينه ايجادبرابري زن ومردوپايه گذاري عدالت جنسي بين زنان ومردان جامعه

 

ازدريچه ي خانواده به مسئله مي نگردوباطرح مفهوم خانواده ي دموكراتيك سعي درتحليل وتبيين شكل گيري آتي اين نوع خانواده دارد. اگرچه گيدنزازاين امرنيزغافل نيست كه خانواده ي دموكراتيك شكل آتي خانواده است بااين حال تبيين وي از اين نوع خانواده ومقايسه اي كه وي مابين خانواده سنتي ودموكراتيك ونيزروابط اقتداري زنان ومردان انجام مي  دهد،بسيارشايان توجه است.گيدنزدربيان ويژگي هاي خانواده سنتي بيان مي كند كه خانواده سنتي اساساً يك واحداقتصادي وخويشاوندي است.پيوندهاي زناشويي مانند امروزدراين نوع خانواده مشخص ومتمايزنشده بودندوعشق يادرگيري عاطفي پايه ي اصلي ازدواج راآنگونه كه بعدها شد،تشكيل نمي داد.

ازدواج سنتي برپايه ي نابرابري زن ومردقرارداشت وشوهرقانوناً مالك زن بود،اززنان متاهل چنين انتظارمي رفت كه عفيف باشند.تااندازه اي به دليل اهميت اطمينان از منشاپدري كودكان،به مردان آزادي جنسي بيشتري داده شده بود.گيدنز بيان مي كند كه تلاش براي بازگرداندن خانواده ي سنتي امري خالي از فايده است. درزمينه ازدواج،خانواده و مراقبت از كودكان همه چيزرضايت بخش نيست امامسئله اين است كه چه استراتژي هاي موثر سياسي مي تواند آنهارابهبودبخشدوما بايد براي رسيدن به حالت مطلوب ازخانواده تلاش كنيم.نخست و اساسي ترازهمه بايدازاصل برابري بين زن ومردآغازكنيم كه عقب نشيني ازآن به هيچ روممكن نيست.درباره ي خانواده ي امروزتنهاازيك امرمي توان سخن گفت وآن دموكراسي است. خانواده درحال دموكراتيزه شدن است به همان شيوه اي كه فرايندهاي دموكراسي عمومي دنبال مي شود.دموكراتيزه كردن درزمينه ي خانواده به مفهوم برابري،احترام متقابل،استقلال،تصميم گيري ازطريق برقراري ارتباط و آزادي ازخشونت است.ازنظرگيدنز ويژگي هاي يك  خانواده دموكراتيك عبارتنداز: برابري عاطفي وجنسي،حقوق و مسئوليتهاي متقابل درروابط،انجام وظايف مشترك پدرو مادري،قراردادهاي مادام العمرميان والدين وفرزندان شان،اقتدارتوافق شده نسبت به كودكان،تعهدكودكان نسبت به پدرومادر.(گيدنز،آنتوني،(1370)،ص89)

 

نظريه هاي جنسيت:

كليشه هاي جنسيتي:

يك كليشه ياباورقالبي طبق تعريف اشمورودلبوكامجموعه ي سازمان يافته اي ازباورهادرباره ويژگيهاونگرش هاي  گروهي ازافراداست.«كليشه هاياتصورات قالبي مجموعه ي سازمان يافته اي از باورهادرباره ي همه ي خصوصيات اعضاي گروهي خاص است.پس يك كليشه ياتصور قالبي جنسيتي به معني مجموعه باورهايي است درباره اينكه زن يامرد بودن به چه معناست.كليشه هاياتصورات قالبي جنسيتي دربرگيرنده اطلاعات درباره ظاهرجسماني،نگرش ها ،علايق ، صفات رواني،روابط اجتماعي ونوع شغل است.» (في وش، رابین گولومبوک،سوزان،(1387)،ص 26).

صرف شناخت اينكه يك فردزن است اين معني ضمني رادارد كه آن فردخصوصيات جسماني خاص( صداي آرام وظريف وزيبا) وصفات رواني خاص(مهرورز،وابسته،ضعيف عاطفي)خواهد داشت وبه فعاليت هاي خاص(مراقبت از كودك،آشپزي ، باغباني )خواهد پرداخت.

جامع ترين شرح فمنيستي ازكليشه سازي را،برورمن وهمكارانش ارائه داده اند كه كارآنان دركنگره آمريكا هم مطرح شده است.آن هابه اين نتيجه مي رسند كه تفكر كليشه اي درباره خصوصيات شخصيتي نقش جنس بسياررايج است.خصوصيات مطلوب كه به احتمال زيادمختص مردان قلمدادمي شودوارزش  مي يابدباخود مجموعه اي صلاحيت را براي آنان به همراه مي آورد،حال آنكه خصوصيات زنان مجموعه اي بيانگر صميميت را. اين كليشه ها را در

 

محيط مدرسه،محيط شغلي،ادبيات كودكان وسبك هاي زباني مي توان يافت.(هام،مگي،(1382)،ص 431).

 

از سوي ديگرمفهوم كليشه هاي جنسيتي اشاره براستمرارو تداوم وتكرارآن داردبه گونه اي كه باتكرار يك مفهوم ويايك نوع خصوصيت جسماني،رواني ويااجتماعي تصورثابت ولايتغيروحقيقي بودن آن نزدافراد،درست مي شود.ازاين لحاظ کلیشه هاعبارتنداز:« كليه ي نقش ها،رفتارهاوتفکر هایی كه به صورت مكررانتظارمي روديك جنس درجامعه آن هاراايفاكندوياآن چنان بينديشد.تعداد كليشه ها در هر جامعه بسيار محدود است.» (شهشهاني،سهيلا، (1380)، ص 34)

كليشه هاي جنسيتي هم درفرهنگ وسيع ترو هم دركنش متقابل اجتماعي روزمره مافراگيرند.ازابتداي زندگي ، كودكان باكليشه هاي جنسيتي بمباران مي شوند.اين اطلاعات دركتاب هاوتلويزيون فراگيروجاري است وازطريق انتظارات وابسته به جنس والدين،بزرگسالان ديگروكودكان ديگر، به كودكان منتقل مي شود.از آغاز دوتاسه سالگي ،كودكان درباره كليشه هاي جنسيتي فرهنگي خيلي چيزها مي دانند واين دانش بردرك آن ها ازجنسيت درسراسرزندگيشان اثر مي گذارد.مطمئناً تمامي موارد فوق بدان معني نيست كه كليشه هاالزاماً منعكس كننده واقعيت اند.بلكه آن ها معرف باورهاي مشترك درباره چگونگي افرادخاص هستند .همه مي دانيم درستي يانادرستي اين باوركه زنان موجوداتي نرم،ظريف ومهربانندكه روزها وقت خودرا صرف نگهداري از كودكان و گل ها مي كنند مفهوم فرهنگي چيزي است كه زنانه تلقي مي شود(في وش ،گولومبرگ،سوزان،(1387)، ،ص27).

همه به يك ميزان كليشه ها يا تصورات قالبي را باور ندارند.درباره ي باورهاي افرادوشدت آن ها تفاوت هاي فردي بسياري وجود دارد.به طور كلي ،مردان در مقايسه بازنان نظرهاي قالبي بيشتري درباره ي جنسيت دارند. افرادي كه تحصيلات رسمي بيشتري دارند در مقايسه باكساني كه از  تحصيلات رسمي  كم تري برخوردارند، آراي كليشه اي كمتري دارند. افزون بر آن كليشه هاي جنسيتي فقط يكي از ابعاد شناخت ما از ديگران است . كليشه ها و قالب هاي نژادي قومي واقتصادي نيز نقش هاي مهمي ايفا مي كنند ودر تركيب با كليشه هاي جنسيتي غالباً الگوهاي پيچيده اي از باورها درباره رفتار ها و صفات به وجود مي آورند. ( في وش گولومبرگ،سوزان،(1387)،ص 28).

بنابر تحقيقات انجام گرفته ميان اعضاي يك فرهنگ در مورد شاخصه ها و معرف هاي كليشه اي زنان ومردان اتفاق نظر زيادي وجود دارد .با اين وصف كه تفاوت هايي در برخي فرهنگ ها وجود دارد ، درعين حال دربين فرهنگ هاي گوناگون درباره صفاتي كه زنانه تلقي مي شود، شباهت اعجاب انگيزي وجوددارد. 

كليشه ها يا تصورات قالبي  خبر از تفاوت هاي زيادي بين زن ومرد مي دهند، ولي غالباً اين كليشه ها هيچ گونه اساسي در رفتار واقعي ندارند. كليشه هاي القا شده از سوي فرهنگ خصوصياتي هستند كه از نظرگاه اجتماعي براي مردان و زنان مطلوب به حساب مي آيند. افرادي كه از كليشه ها يا تصورات قالبي انحراف زيادي دارند به نظر منفي     مي آيند. كليشه هاي  جنسيتي از طريق يادگيري اجتماعي و فرآيند انتقال آنان از بزرگسالان به كودكان تداوم مي يابد و بسته به درجه باور بزرگسالان و گروه هاي همالان به اين نوع كليشه ها، كودكان نيز در باورشان به كليشه ها و الگوهاي رفتاري جنسيتي تفاوت مي پذيرند. كه معمولاً خانواده هاي داراي ارزشهاي سنتي تر  در القاء كليشه ها به خردسالان و كودكان بيشتر تلاش دارند و تخطي و انحراف از كليشه ها را به شدت بيشتري رد مي كنند. وضعيت مادر نيز به نوبه خود بر حسب سطح اشتغال، سطح سواد و طبقه اجتماعي بر درجه باور به كليشه هاي جنسيتي و باورهاي

قالبي تاثير گذار است. بديهي است كه در خانواده اي كه  باور به كليشه هاي جنسيتي قوي است

وضعيت رفتاري زنان نيز متفاوت از خانواده اي است كه كمتر به باورهاي قالبي اهميت مي دهد. يك جنبه از رشد كه به وضوح متاثر از اشتغال مادر است ، تصورات قالبي نقش جنسيتي است . كودكان مدرسه اي مادران شاغل ، به ويژه دخترها، در مقايسه با كودكان مادران غير شاغل در مورد زنان و مردان آراي سنتي كمتري دارند. (في وش گولومبرگ،( 1387)،ص 163).

 

نقش دوگانه زن:

يكي از مسائلي كه همواره از سوي فمنيست ها مطرح شده است نقش هاي دوگانه زنان است. زنان طي زندگي روزانه خود نقش هاي دوگانه و متضادي را ايفا مي كنند وملزم به برآورد الزامات ناشي از اين نقش هاي گاهاً متضاد هستند.

از نظر زن ، مرد داراي نقش دوگانه نيست؛ زيرا سرنوشت او كه ناشي از ساختمان بدني وجسمي اوست از نظر يك فرد انساني واز نظر مرد بودن متضاد نيست ، ولي  زن براي آنكه نقش زن بودن را ايفا كند بايد هم شخصيت مستقل خود را به عنوان يك انسان حفظ كند وهم ،چون همسر ومادر است بايد تسليم شخصيت مرد باشد؛ براي زني كه به كار بيرون از منزل مي پردازد ؛ اين دوگانگي و تطبيق با شرايط موجود بيشتر ومشكل تر است. مطالعه اي كه بر روي زندگي عده اي از دختران صورت گرفت نشان مي دهد  كه ميان دو نقشي كه در آن واحد به دختران محول شده است تعارض آشكاري وجود دارد.نقش نخستين كه زنانه است ، زنان را ناگزير مي سازدكه حساس تر وملايم تر از مردان باشند وستيزه گري وسلطه جويي كمتري از خود نشان دهند وبه امر خانه علاقمند باشند.در نقش دوم ، از زن صفات وشيوه ي رفتاري توقع مي شود كه شبيه صفات وشيوه ي رفتار مردان است. بسياري از دختران مورد مطالعه از ايفاي دو نقش در يك زمان وتطابق خود با آن در رنج بودند. ( حسينا،احمد، (1380)، ، ص 262).

 

آندره ميشل درباره تنوع وتعدد وظايف زن در جوامع مختلف بيان مي كند كه مطالعات نشان داده است حتي اگر زن خارج از خانه كار كند ، سنگين ترين وظايف مربوط به كار منزل  را بردوش دارد وشوهرش در كار منزل براساس برابري به او ياري  نمي دهد. تعدد وظايف تنها مسئله ي زن امروز نيست .بلكه تنوع وگاه تعارض آنان پديده خاص عصر ما از ديدگاه زنان شاغل است. «مادر بودن » يعني بعد عاطفي رفتار را قوي تر ساختن ، با «كار فرما » ويا رئيس بودن كه مستلزم اعمال قدرت در يك مديريت كارا است ودر عين حال «همسر بودن » وبا آن انجام وظايف گوناگون خانه ، ساده نمي نماياند.وبالاتر از اين بايد حامل ارزش هاي زيباشناسي كه در تمامي قرون به زن منتيب  گرديده است ، باشد. اين تناقض در طبعت جامعه ي امروزي  است وزن با تسخير فضاهاي اجتماعي خواه ناخواه  بارهاي سنتي را نيز بردوش كشيده است  وهر روز مسئوليتي تازه بر وظايف قديم وي افزوده مي شود . به معناي ديگر حركت زن به بيرون از خانه كه از ديد وي تسخير فضاي تازه اجتماعي بود با جابه جايي وظايف كه مستلزم بازگشت مرد به خانه يعني انجام بعضي از تكاليف خانگي توسط مرد است ، همرام نگرديده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادبيات پژوهشي :

 

پایان نامه ی محمد صادقی ،تاثير باورهاي جنسيتي بر ايفاي نقش هاي خانگي زنان (مطالعه موردي زنان متاهل در دانشگاه علوم پزشكي دانشگاه سنندج)پايان نامه كارشناسي ارشد مطالعات زنان در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه ،1384

نتيجه ي تحقيق: بر اساس اين تحقيق به غير از متغيير مستقل ميزان اعتقاد زنان به كليشه هاي مربوط به فرودستي زنان به جاي آنكه متاثر از اعتقاد وباور آنان به كليشه ها باشد تحت تاثير تصور آنان از شوهرانشان است. زنان جامعه ي آماري براساس توقعات و انتظارات شوهرانشان دست به كنش مي زنند ودر واقع با ناديده انگاشتن خواسته ها وتمايلات فردي خود در ايفاي نقش ها رو به سوي منافع ديگري حمايت شده از سوي فرهنگ مردسالار دارند. در اين تحقيق وضعيت ايفاي نقش ها ووظايف خانگي زنان به طور كلي متاثر از تصور زن از اعتقاد شوهران به كليشه هاي جنسيتي است ورابطه ي معنا داري بين اعتقاد زنان به كليشه هاي جنسيتي و وضعيت ايفاي نقش ها و وظايف خانگي وجود ندارد.

 

پايان نامه مهدي دهقان، بررسي عوامل موثر بر آسيب ديدگي اجتماعي زنان ( مورد زندان مركزي استان يزد)- پايان نامه كارشناسي ارشد مطالعات زنان  تابستان 1385.

نتيجه ي تحقيق: افراد مورد بررسي به طور گسترده معتقد به وجود تبعيض آشكار و عميق  در خانواده ي خود دربين فرزندان دختر وپسر بوده اند. اين تبعيض دركليه ي ابعاد وجود داشت. تبعيض عاطفي ، بي مهري به فرزندان دختر ، تحقير وطرد آنان از مواردي بود كه تقريبا ً نيمي از زنان زندان از آن به تلخي ياد مي كردندو بي عدالتي در ارئه امكانات فردي به دو جنس ، بي اهميت شمردن تحصيلات وآموزش دختران حتي در ابتدايي ترين مرحله ، نگاه به آنان به عنوان كارگر خانگي ، اعمال نظر در كليه ي امور شخصي وغير شخصي ، تصميم گيري هاي قيم مآبانه براي حساس ترين مرحاه ي زندگي فرد يعني ازدواج ، ناديده گرفتن حق تفريح وسرگرمي  سالم ، در اين خانواده ها در مقايسه با  برادران پاسخگويان طبق يافته ها مواردي بود كه وجود نابرابري وعدم رعايت عدالت انساني را براي يك گروه خاص (حداقل در  نمونه مورد بررسي ) تاييد مي كرد.

 

پایان نامه ی شوکت الملوک عزیز زاده ،بررسي عوامل مرتبط با نگرش زنان  نسبت به انجام كار خانگي 0 مطالعه ي موردي در دو منطقه ي شهر تهران). )- پايان نامه كارشناسي ارشد مطالعات زنان   دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه،شوكت الملوك عزيز زاده،1386

نتیجه ی تحقیق :تناقضات زيادي در ساختار هاي ذهني – شناختي ( عادت واره ها) زنان نسبت به كار خانگي وجود دارد كه از طريق ساختارهاي عيني شده جامعه ي مردسالار ( مانند كليشه هاي قالبي جنسيتي ) در فرآيند جامعه پذيري زنان شكل گرفته است از عوامل مهم ايجاد اين تناقضات مي توان به خصوصيات جامعه در حال گذار اشاره نمود كه هنوز ساختارهاي گذشته زدوده نشده و ساختارهاي جديدي در حال شكل گيري است . اين تناقضات را مي توان در پاسخگويي به گويه هاي مختلف مشاهده كرد. به عنوان مثال بيش از نيمي از جامعه ي آماري كار خانگي را بهترين كار براي زنان مي دانند اما فقط تعداد معدودي ترجيح مي دهند كه

 

دخترشان در آينده خانه دار شود. زنان تحت تاثير كليشه هاي قالبي ذهني خود از يك طرف خانه داري را بهترين شغل براي زنان مي دانند واز طرفي توجه به عينيت اين موضوع در جامعه اين بهترين را براي دختران خود ترجيح نمي دهند.

 

 

فرضيه :

 

1- بين پايبندي مذهبي زن ونگرش او نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتي رابطه وجود دارد.                                                                                                                                                     

 

هرچه پايبندي زن به مذهب بيشتر باشد نگرش او نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتی تر است.

رابطه ی بین این دو متغیر مستقیم است.

استدلال: با توجه به اينكه آموزه هاي ديني فرد را به تحمل سختي ها وداشتن صبر ترغيب مي كنند بنا براين فردي كه پايبندي اش به مذهب بيش تر است نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتي متفاوت موجود در بين زنان كمتر عكس العمل نشان مي دهد.وبه عبارتي تفاوت موجود در بين زن ومرد را امري طبيعي مي داند.ماركس دراين باره مي گويد دينداري برجهان بيني فردي در زندگي انسان اثر مي گذارد ودر نتيجه موجب غلبه تفكر نيروهاي برخاسته از دينداري افراد طبيعي يا سنتي برنيروهاي طبيعي وعرفي (دنيوي) مي گردد. دين گرايي عموماً فرد را به تحمل پذيري در برابر سختي ها ي زندگي و افزايش اميد به آينده و وعده ي جبران سختي هاي زمان حال در آينده ترغيب مي كند.

 

2- بين سرمايه ي فرهنگي فرد ونگرش او نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتي رابطه وجود دارد.

هرچه سرمايه ي فرهنگي فرد بيش تر باشد نگرش او نسبت به الگوهاي جنسيتي مدرن تر می شود.

رابطه بین سرمایه فرهنگی ونکرش به الگوهای سنتی معکوس است.

استدلال: بالا رفتن تحصیلات زن باعث می شود که ازطرفی آگاهی اونسبت به حقوق طبیعی اش افزایش پیدا کندواز سوی دیگر نسبت به الگوهای سنتی جامعه واکنش نشان دهدوتا حد امکان سعی می کندتا از الگوهای سنتی فاصله بگیرد.ازسوی دیگررسانه ها نیز همین کارکرد را ارائه می دهند یعنی زنان را با حقوقشان آشنا می کنند ودر بیشتر موارد با الگوییکه ازیک زن روشنفکر وفعال وموفق نشان می دهند سبب تضعیف کلیشه های سنتی در ذهن زنان می شوند.

علاوه بر موارد فوق زنان زمانی که از محیط بسته ی خانه خارج می شوند ودرفعالیت های اجتماعی شرکت می کنند به توانایی های مختلف خود پی می برند وبه این شناخت می رسند که علاوه بر نقش های سنتی(آشپزی ومراقبت از کودکان و..)می توانند فعالیتهای دیگری نیز انجام دهند.باتغییر نگرش مادر به تبع آن نگرش فرزندانی هم که اوتربیت می کند تغییر می کند.

 

3- بين شاغل بودن زن و ونگرش او نسبت به الگوهاي جنسيتي سنتي رابطه وجود دارد.

نگرش زنان شاغل نسبت به الگوهاي جنسيتي مدرن تر است.

رابطه ی معکوسی بین این دو متغییر وجوددارد.

استدلال:باورود زن به بازارکارالگوی((مرد نان آور، زن خانه دار)) به عنوان یکی ازاسطوره های جنسیتی شکسته می شودوزن به استقلال مالی دست پیدا می کند، 

استقلال مالی زن به او قدرت بیشتری می دهد واونیز می تواند نان آور خانه باشد ،علاوه بر این با شکسته شدن این کلیشه ی سنتی سایر کلیشه ها نیز کمرنگ تر می شوند.

 

 

 

 

تعریف نظری وعملیاتی

 

متغير وابسته: نگرش زنان متاهل نسبت به الگوهاي جنسيتي  سنتي

 

تعريف نظري: كليشه هاي جنسيتي ، كليشه ها وتصورات از پيش  گرفته درباره ي افراد، گره ها يا اشياء هستند. كليشه هاي جنسيتي عبارت است از كليه ي نقش ها ،رفتارها وتفكراتي كه به صورت مكرر انتظار مي رود  كه يك جنس در جامعه آن ها را ايفا كند ويا آن چنان بيانديشد. ( شهشهاني ، سهيلا، (1380)،ص62)

 

تعريف عملياتي: در اين پژوهش براي سنجش متغير وابسته مربوط به كليشه هاي جنسيتي از طيف ليكرت استفاده شدو11گویه  برای سنجش این متغیر اختصاص داده شد(6گویه ی مثبت و5گویه ی منفی) كه پاسخگو بايد موافقت خود را با هر كدام از گویه ها به صورت بسيار موافقم ،موافقم ، نظري ندارم ، مخالفم وبسيار مخالفم بيان  كند.. براي گويه ي منفي ، بسيار مخالفم امتياز 5 ، مخالفم 4، نظري ندارم 3 ، موافقم 2 وبسيار موافقم 1 در نظر گرفته شد وبراي  گويه ي مثبت  بسيار موافقم امتياز 5 ، موافقم 4، نظري ندارم 3، مخالفم 2وبسيار مخالفم 1 اختصاص داده شده است.در انتها از طرق جمع کردن امتیاز هایی که پاسخ دهنده گان به دست آورده بودند نگرش آنها سنجیده شد. طيف نگرش از 11 تا 55  است وبه سه دسته تقسيم شد.دسته ي اول  از 11 تا 25 نگرش فرد نسبت به الگوي جنسيتي سنتي  مدرن ، دسته ي  دوم كه از 26 تا 40 مي باشد نگرش بينابين ودسته ي سوم كه از 41 تا 55 مي باشد نگرش سنتي را نشان مي دهد.

 

55                         41  40                       26  25                        1

 

سنتي                                بينابين                               مدرن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغيرمستقل: پايبندي به مذهب

 

تعريف نظري:تعريفي از دينداري عبارت است از مجموعه ي شناخت ها ، احساست، تمايلات نسبتاً پايدار نسبت به اعتقادات ، اخلاقيات ، احكام ديني كه در وضعيت عادي ، طبيعي ، اجتماعي و رواني در فرد وجود دارد ودر كنش هاي فرد ورابطه ي او با خداوند، همنوعان وخودش جهان آشكار مي گردد.به عبارت ديگر دينداري عبارت است از پذيرش تمام يا بخشي از عقايد، اخلاقيات واحكام ديني به نحوي كه شخص ديندار خود را ملزم به تبعيت و رعايت از اين مجموعه بداند.

تعريف عملياتي: در حال حاضر پس از تحقيقات بسيار ، پژوهشگران در تعريف عملياتي دينداري به وجوه مشتركي كه در بين تمام  اديان مي توان يافت توجه مي كنند ، اين عرصه ها ابعاد اصلي دينداري را تشكيل مي دهند وعبارتند از ابعاد اعتقادي، مناسكي، پيامدي، تجربي ودانش ديني. مگاك واستارك براي هريك از ابعاد فوق شاخص هايي را جهت سنجش واندازه گيري تعيين كرده اند ودربعد اعتقادي اموري چون اعتقاد به خدا، پيامبر ومعجزات، دربعد اعمال شاخص هايي چون شركت در عبادات وانجام اعمال مذهبي ، در بعد دانش ديني شاخص هايي چون آشنايي با متون ديني وآيات خدا وتارخ اديان ، در بعد تجربي احساس حضور در مقابل خدا وتوكل به او و در بعد پيامدي شاخص هايي چون عفو نسبت به خطاكاران ، پاداش و جزاي اعمال ورعايت هنجارهاي ديني در روابط اجتماعي درنظر گرفته مي شود.

دراين پژوهش براي بررسي پايبندي به مذهب 4 بعد اعتقادي ، مناسكي ، پيامدي وتجربي انتخاب شد و بعد اعتقادي ومناسكي هر كدام با دو سوال ، وبعد پيامدي وتجربي هر كدام با يك سوال سنجيده شدند وبراي هر سوال  سه گزينه  موافقم، نظري ندارم  ومخالفم اختصاص داده شد وبه موافقم امتياز 3 ، به نظري ندارم امتياز 2 وبه مخالفم امتياز 1 داده شده است و بر اساس پرسش از چند نفر از افرادي كه در اين زمينه اطلاعاتي داشتند  به شاخصها وزن داده شد.

 براي سنجش نهايي پايبندي به مذهب به بعد پيامدي وزن 4 ، به بعد مناسكي وزن 3 ، به بعد اعتقادي وزن 2 و بعد عاطفي وزن 1 داده شد ودر پايان از طريق ضرب كردن امتيازها در وزن ها وجمع نهايي حاصلضرب ها پايبندي به مذهب محاسبه شد.

 

طيف پاي بندي به  مذهب از 15 تا 45 مي باشد كه به دو دسته تقسيم مي شود.

از 15 تا 35 پاي بندي به مذهب  کم- متوسط واز 36 تا 45 پاي بندي به مذهب زياد را نشان مي دهد.

 

45                         36  35                                                    15 

 

زياد                                                              كم - متوسط

 

 

         

 

 

 

 

 

 

 

                        

 

 

 

                             شاخص             شاخص                           شاخص

                            نوع اول              نوع دوم                         نوع سوم

                       

                                                                -اعتقاد به خدا                    - جهان راآفریده ی خدایی دانا                      

                                                                                                        می دانم

                                 -بعداعتقادی                           

                                                              -اعتقادبه نبوت                      -اعتقاد به اینکه پیامبران برای                                                                                                                                                                                      

                                                                                    هدایت  مردم فرستاده شده اند

متغیر                                                                                 

 

پایبندی به مذهب

                         -بعد مناسکی         - -شرکت دراعمال                     -تاحدامکان دراعیاد وعزاداری

                                                              مذهبی                                   مذهبی شرکت می کنم

 

                                                            - انجام اعمال                           -من همیشه فرائض مذهبی را

                                                               مذهبی                                (نماز،روزه و..) انجام می دهم

                           

 

                      

                               -بعدپیامدی             - رعایت هنجارهای                    -اعتقاد مذهبی امری شخصی

                                               دینی در روابط اجتماعی             است ونباید درعرصه ی سیاست

                                                                                    نمود پیدا کند

 

 


                       

                              -بعدعاطفی              -احساس حضوردر                     -باورهای دینی درهنگام غم ها

                                                           مقابل خداوتوکل به او                 وسختی هابیشترین آسودگی را

                                                                                    به من می دهد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


متغير مستقل: سرمايه فرهنگي

تعريف نظري: سرمايه فرهنگي در حقيقت مجموعه اي از ثروتهاي نمادين است كه  از يك سو به معلومات كسب شده بر مي گردد كه به دو شكل رغبتهاي  پايدار ارگانيسم حالت دروني شده به خود مي گيرند (در فلان و بهمان زمينه دانش داشتن ، با فرهنگ بودن به زمان و نحوه تسلط داشتن ، جهات اجتماعي  و رمزگان آن را شناختن  و خود را در اين جهان آشنا ديدن و ... ) و از سوي ديگر به صورت موقعيتهاي مادي، سرمايه به حالت عينيت يافته ، ميراث فرهنگي به صورت اموال ( تابلوها، كتابها، واژه نامه ها ، ابزارها، ماشين ها و ...) جلوه مي كند و سرانجام سرمايه فرهنگي  مي تواند به حالت نهادينه شده در جامعه بصورت نمادين، مدارك تحصيلي،  موفقيت در مسابقات ورودي و ... كه به استعدادهاي فرد عينيت مي بخشد. جامعه يا بيشتر اوقات دولت كه اين بازشناسي را اعلام مي دارد آن را نهادينه مي كند و اغلب براي آن پايگاه قائل مي شود و جايگاه تعيين مي كند ( معلم، استاد، قاضي، كارمند دولت و...) ( شويره ، فونتن، 1385، ص 97)

در جايي ديگر بورديو بيان مي كند كه « سرمايه فرهنگي در بر گيرنده تمايلات پايدار فرد است كه در خلال اجتماعي شدن در فرد انباشته مي شود. » ( بورديو، 1384، 136)

همچنين مميز سرمايه فرهنگي را اصطلاحي در نظريه بورديو  مي داند بدين معنا كه در كاركرد اجتماعي مهارتها و صلاحيتها و دانش فرهنگي كسب شده دقيقاً شبيه كاركرد سرمايه اقتصادي است يعني سرمايه در اختيار افراد قرار مي دهد كه مي توان آن را جهت حفظ منافع اقتصادي و اجتماعي به كار گرفت. ( مميز، براويت، 1385، 318)

بنابراين آن قسم از سرمايه كه تحت شرايطي مي تواند به سرمايه ي اقتصادي تبديل شود سرمايه فرهنگي است.

تعريف عملياتي سرمايه فرهنگي : در اين پژوهش براي سنجش متغير سرمايه فرهنگي در مورد ميزان استفاده خانمها از  فرهنگسراها، ميزان آشنايي با كامپيوتر، ميزان آشنايي با هنرهاي مختلف ، ميزان استفاده از روزنامه و كتاب و ميزان تحصيلات مطرح شد . ميزان تحصيلات را به سه دسته ديپلم وكمتر ، فوق ديپلم ، ليسانس وبالاتر تقسيم كرديم.

در اين پژوهش براي سنجش متغير سرمايه ي فرهنگي 6 سوال در مورد ميزان استفاده خانم ها از فرهنگسراها ، ميزان آشنايي با كامپيوتر ، ميزان آشنايي با هنرهاي مختلف ، ميزان استفاده از  روزنامه و كتاب وميزان تحصيلات مطرح شده است. براي سه سوال مربوط به مطالعه ي كتاب ، مراجعه به فرهنگسراها ومطالعه ي روزنامه سه گزينه هيچ ، گاهي ، هميشه در نظر گرفته شد.ميزان آشنايي با كامپيوتر با سه گزينه ابتدايي ، متوسط ، پيشرفته سنجيده شد. براي سوال آشنايي با هنر چهار گزينه  هيچ ، مبتدي ، متوسط وپيشرفته را اختصاص داديم.در نهايت ميزان تحصيلات به سه دسته ديپلم وكمتر ، فوق ديپلم ، ليسانس وبالاتر تقسيم شد. وبه گزينه ها امتياز داده واز طريق جمع امتياز ها سرمايه ي فرهنگي شخص به دست آمد. طيف سرمايه ي فرهنگي از 6 تا 19            مي باشد.دردسته بندي اين طيف از 6 تا 10 سرمايه ي  فرهنگي كم ، 11 تا 15 سرمايه ي فرهنگي متوسط  وبراي 16 تا 19 سرمايه ي فرهنگي زياد در نظر گرفته شد.

 

19                         16  15                       11  10                        6       

 

زياد                                  متوسط                     كم

 

 

 

 

 

 

 

متغير شاغل بودن

تعريف نظري: در اين تحقيق منظور از شاغل بودن داشتن شغلي است كه درآمد داشته و فقط در بيرون از منزل انجام شود.

 

تعريف عملياتي : در اين پژوهش شاغل بودن افراد   در قالب سوال كه وضعيت شغلي شما چگونه است  سنجيده شد و براي اين سوال سه گزينه ي خانه دار، شغل نيمه وقت  و شغل تمام وقت اختصاص داده شد. در این تحقیق خانه دار شغلی محسوب نمی شود.  و دو گزینه شغل پاره وقت و تمام وقت شغل محسوب می شود. برای محاسبه شاغل بودن تعداد افرادی که شغل پاره وقت و تمام وقت را علامت زده بودند باهم جمع کرده و تعداد شاغلین را بدست آوردیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش شناسی :

 

تحقیق از نوع توصیفی است چون می خواهیم به وصف پدیده ی موردنظر (نگرش نسبت به الگوی جنسیتی) بپردازیم  ودر این تحقیق از روش پیمایشی  واز تکنیک  پرسشنامه جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است. علت استفاده  از پرسشنامه این بود که تعداد نمونه ها زیاد بود  بنابراین نمی توانستیم از مصاحبه جهت بررسی متغیر مورد نظر خود استفاده کنیم .

هنگام ساخت پرسشنامه سعی شده که از سوالات واضح ، روشن وبدون ابهام استفاده شود ودر قسمت اول پرسشنامه بعد ازمقدمه،سوالات جمعیت شناسی را مطرح کردیم وبعد سوالات مربوط به سرمایه ی فرهنگی ، سوالات مربوط به پای بندی به  مذهب ودر پایان گویه های مربوط به متغیر وابسته را مطرح کردیم وسعی شده که سوالات ازساده  به پیچیده (طرح الماسی) نوشته شود.

جمعیت آماری این تحقیق زنان متاهل دومنطقه ی 3و4 تهران هستند. وباتوجه به پراکندگی وعدم  دسترسی به آن ها ،امکان تهیه ی فهرست تمامی آن ها وجود نداشت ،لذا ناگزیر به استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای شدیم. به این ترتیب که ابتدا از مناطق 3 و4 تهران با همکاری کارشناسان  شهرداری نقشه هایی  تهیه کردیم وسپس به طورتصادفی دو ناحیه از منطقه 3 ( ناحیه 2و4) و3 ناحیه از منطقه 4(ناحیه های 4و5و7 ) را انتخاب کردیم واز هرناحیه دو خیابان واز هر خیابان  به طور تصادفی دو کوچه را انتخاب کردیم وبا توجه به تعداد نمونه پرسشنامه ها در بین 120 نفر از ساکنان آن کوچه ها توزیع کردیم.

در نهایت برای تجزیه وتحلیل داده ها ازنرم افزارpsssاستفاده شد ،برای  بیان توزیع فراوانی ودرصد متغیرها از جداول یک بعدی وبرای بررسی رابطه ی متغیر وابسته( نگرش  به الگوی جنسیتی) با پای بندی به مذهب ، سرمایه فرهنگی وشاغل بودن از جداول دو بعدی استفاده کرده و برای آزمون فرضیات نیزبنابراسمی بودن ویا ترتیبی بودن ازآزمون کای اسکوئر وگاما استفاده نمودیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چارچوب نظری                                                                           

 

کنشگران اجتماعی درزندگی روزمره ی خودایفاگر نقشهای متعددی هستند که درفرآیندکنش متقابل آنهابا دیگران صورت می گیرد.باتوجه به نظریات مطرح شده ازسوی جامعه شناسان مکتب کنش متقابل وازجمله مید،کنشگران براساس تعریفی که ازموقعیتشان دارندواینکه دیگران ازموقعیت خاص آنهاچه انتظاری دارند،به ایفای نقش های خودمبادرت می ورزند.زنانی که در محیط مردسالارپرورش می یابنددرایفای نقش های برآمده از ارزشها ،هنجارهاوانتظارات دیگران(به خصوص زمانی که شاغل هستند)باالزامات نقشی متعددی روبرویند.انتظاراتی که اززنان درایفای نقش می رودوالزامات ناشی از این نقشهابرآمده ازدیدگاه مردان وفرهنگ مردسالاراست.زنان ازطریق ملکه ذهن شدن ارزشهاوهنجارهای جامعه مردسالاربه کنش بادیگران وایفای نقش های  خوددست می زنندکه این ارزشهاوهنجارهاخود نیز موثربرانتظارات نقشی زنان در جامعه می باشند.بنابراین ،تغییر درارزشهاوهنجارها خودمی تواند موجب تغییر درانتظارات وچگونگی ایفای نقش هاووظایف زنان ونیزتعریف زنان ازموقعیتشان درخاواده شود.                                                                                                                  

  زن خانه داربراساس ارزشهاوهنجارهای پدرسالاری،مجبوربه ایفای الزامات نقشی مشخصی است که براساس تعریف((مردنان آور،زن خانه دار))قرار داردکه خودکلیشه های مشخصی رادرزمینه ی ایفای نقش هاارائه  می کندونیز نقش های جنسیتی رابراساس زنانگی،مردانگی واردحیطه ی ایفای نقش ها می کنداماوقتی زنی دارای نقش شغلی بیرون ازمحیط خانگی می شودبه نوعی روابط موجوددچار تغییر می شود،با اضافه شدن اشتغال زن،وی درنان آوری سهیم بوده واز این رو انتظارمی رود باقدرت بیشتری واردفرآیندکنش متقابل شودکه این امر خود می تواندموجب تعریف های متفاوتی اززنان ونقشهای آنان از سوی خودزنان شودوبراساس این تعریف به برآوردانتظارات دیگران بپردازدوازسوی دیگرنیزدرموردایفای نقش های    متعددزنان تغییراتی ایجاد می شود.                                                                             

وقتی که باورهای رایج ومرسوم جامعه وعقاید وباورها ی قالبی جنسیتی درلوای ارزشهاوهنجارها وبه طورکلی تحت عنوان بعد معنوی فرهنگ درذهنیت واندیشه ی زنان،ملکه ی ذهن شود،تصورربراین است که تغییری درفرآیندایفای نقش ها نیز پدید نمی آیدوهمچنان کلیشه های نقشی جنسیتی برشیوه ی کنش ورفتارزنان درخانواده حکم فرماست اما وقتی که با ورود زنان به بازارکار الگوی ((مرد نان آور،زن خانه دار))به عنوان یکی از اصلی ترین اسطوره های جنسیتی شکسته می شود،انتظارمی رود دیگرکلیشه هانیزبه مرورتغییرکنندوکمرنگ ترشوند واز جمله تقسیم کارجنسیتی در خانواده،باور به فرو دستی زنان نسبت به مردان واینکه زنان ذاتاواز نظر فیزیکی وعقلی ضعیف تر ازمردان بوده وموجوداتی نیمه تمام هستندوانسان کامل مرد است،کلیشه های وابستگی زن به ستون خانواده وعدم استقلال وی ونداشتن منافعی سوای منافع جمعی خانوادگی وباوربه ساحت مرد محورخانواده در تصمیم گیری هاواعمال قدرت تغییراتی چندبه وجودآید.                                                                                                        

 

 

 

 

 

 

 

 

بر اساس مدل نظری تحقیق تربیت خانوادگی فرد با نگرش اورابطه دارد به طوری که سفیری معتقد است محدودیت برای زنان ازبدوتولدبا نحوه ی تربیت وآموزش ونحوه ی اجتماعی شدن    

دختران آغاز شده وبه صورت عدم تغییر نگرش زنان نسبت به مسئله ی تبعیض توسط خود آنها،باانتقال باورهاوهنجارهابه نسل بعدی،این امر تثبیت می شود.(سفیری، خدیجه،(1377) ،ص54)                                                                                                                

علاوه بر این حضورگسترده زنان دراجتماع،افزایش تحصیلات واستفاده ی گسترده ی آنها از رسانه های مختلف سبب آگاه شدن آنهاازحقوق انسانی  شان می شودوبه دنبال این آگاهی ،نگرش آنهانسبت به الگوهای جنسیتی دست خوش تغییرمی شود.                                                   

 

دربخش فرضیه هااختصاصابه بررسی رابطه بین پایبندی به مذهب،سرمایه ی فرهنگی وشاغل بودن بانگرش نسبت به الگوی جنسیتی سنتی  می پردازیم.                                                  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل نظری تحقیق

-

 

 

 

                                 سن               تحصیلات                                            

                                                                      طبقه اجتماعی

                                                                                            سرمایه فرهنگی

                                                                              شاغل بودن

 

 

   نگرش زنان متاهل نسبت                                            

 به الگوهای جنسیتی سنتی                                             

نوع تربیت خانوادگی

 


سرمایه ی اجتماعی

 

                                                                             پایبندی به مذهب                    

                       

                                                                عوامل شخصیتی

 

                                             حضوردرعرصه

                                                     اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 نتیجه:                                                                                      

 

دراین تحقیق بر اساس چارچوب نظری به مطالعه ی نگرش زنان متاهل نسبت به الگوهای جنسیتی سنتی مبادرت شد .با توجه به شرایط جامعه که دوره ی طولانی مردسالاری راپشت سر گذاشته،انتظار می رفت که نگرش زنان نسبت به الگوهای جنسیتی سنتی باشدامابعد ازانجام تحقیق، برخلاف انتظارمشاهده شدکه نگرش زنان دستخوش تغییر شده است وما شاهد دوگاتگی نگرشی در جامعه بودیم وازطرفی نگرش زنان به سمت مدرن شدن در حال حرکت است.          

 علاوه بر این بیشتر پاسخگویان تمایلی نداشتند که الگوهای جنسیتی سنتی را به فرزندانشان      منتقل کنندواین مسئله تا حدودی در کم شدن تبعیض  بین دختر وپسر بچه ها قابل مشاهده است.    

با توجه به نتایج به دست آمده ازتحقیق استفاده ی گسترده ی زنان ازرسانه ها، افزایش تحصیلات وآگاهی زنان ازحقوق طبیعی شان نقش مهمی در فاصله گرفتن از الگوهای جنسیتی سنتی داشته است.                                                                                                                   

حضور گسترده ی زنان در دانشگاه ها ،مشاغل مختلف ومشارکت گسترده ی آنها در فعالیت های  اجتماعی نشانه هایی هستند که خبرازکمرنگ شدن الگوهای جنسیتی سنتی می دهند.                

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع:

 

 

- اعزازي،شهلا،(1381)،جامعه شناسي خانواده،تهران ،

 

-پیام زن،ماهنامه ی فرهنگی ،اجتماعی ،سیاسی،هنری،(1387)سال هفدهم،شماره ی یک ،فروردین ماه

 

- حسینا ،احمد،(1380)راز آشکار به تحلیل روانی –اجتماعی شخصیت زن،موسسه فرهنگی انتشاراتی آیه

- دهقان ،مهدی،(1385)،بررسی عوامل موثربرآسیب دیدگی اجتماعی (مورد زندان مرکزی استان یزد)پایان نامه ی کارشناسی ارشد مطالعلت زنان ،بی جا

 

- سفيري ،خديجه،(1377)، جامعه شناسي اشتغال زنان، موسسه انتشاراتي تبيان.

 

- سگالن ،مارتین،(1380)،جامعه شناسی خانواده،ترجمه ی حمید الیاسی،نشرمرکز

 

- شهشهاني،سهيلا،(1380)، چارچوب مفهومي جنسيت، نگرشي برتحليل جنسيتي در ايران،گردآوري نسرين جزني،دانشگاه شهيد بهشتي

 

- صادقي ،محمد،(1384)، تاثير باورهاي جنسيتي برايفاي نقش هاي خانگي،پايان نامه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

 

-عزیز زاده، شوکت الملوک،(1386)،بررسی عوامل موثر با نگرش زنان نسبت به انجام کار خانگی (مطالعه ی موردی در دو منطقه ی شهر تهران)،یایان نامه ی کارشناسی ارشد مطالعات زنان،دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

 

- في وش، رابين وگولومبرگ، سوزان،(1387)،رشد جنسیت،ترجمه مهرناز شهرآراي،انتشارات ققنوس

 

- گرت، استفاني،(1380) جامعه شناسي جنسيت،كتايون  بقايي، نشر ديگر

 

- گیدنز ،آنتونی ،(1380)،راه سوم،بازسازی سوسیال دموکراسی،ترجمه ی محسن صبوری کاشانی،شیراز

 

 

- ميشل،آندره،(1376)،پيكارباتبعيض جنسيتي،ترجمه محمد جعفر پوينده،نشرنگاه،تهران

 

- هام ،مگی،(1382)،فرهنگ نظریه های فمنیستس،ترجمه فیروزه مهاجر ودیگران،نشرتوسعه

 

 

 

 

ماخذشناسی

 

- آبوت،پاملا،كلر(1380)جامعه شناسي زن،منيژه نجم عراقی ،نشرني

 

- احمدي،اصغر،(1379)،)) نقش فرهنگ درمتعادل ساختن نگرش هاي جنسيتي درحيات اجتماعي((،مجموعه مقالات توانمندسازی زنان،مرکزامورمشارکت زنان ریاست جمهوری تهران 

 

- احمدي خراساني،نوشين،(1376)آياطرح اشتغال زنان ايراني نفي جايگاه زنان خانه داراست؟زنان 39،آذر 76،اقتصاد،اشتغال،بيكاري

 

- اعزازي،شهلا،(1381)،جامعه شناسي خانواده،تهران

 

- اعزازي،شهلا،(1380)تحليل ساختاري جنسيت، نگرشي برتحليل جنسيتي در ايران،گردآوري نسرين جزني، انتشارات دانشگاه شهیدبهشتی

 

- اميري،افسانه،(1380)، بررسي جايگاه زنان دراقتصاد غير رسمي،مطالعه ی موردی کار خانگی زنان متاهل درشهر اردل،پايان نامه کارشناسی ارشددانشگاه شیراز

 

- بي طرف ، منصور،(1377)،(( نقش اقتصادي زنان خانه داركمترازفعاليت مردان نيست))زن، سال اول 19،7

 

- توسلي،غلامعباس،(1375)، جامعه شناسي كاروشغل  انتشارات سمت، تهران

 

- جارالهي،عذرا،(1374)اثراشتغال زنان برميزان مشاركت زوجين،فصلنامه علوم اجتماعي،دانشگاه علامه طباطبايي، ش 7و8

 

- جارالهي، عذرا،(1379)، چگونگي مشاركت زنان ايراني درتصميم گيريها،فصلنامه علوم اجتماعي شماره 11 و12، دانشگاه علامه طباطبايي.

 

- حقاني زنجاني، حسين،(1361)((زنان شاغل ووظايف مادري)) خانواده، دوره3، شماره 21و22. بهمن واسفند

 

- درويش پور، مهرداد،(1380)،چالشهاي زنان عليه نقش زنان،سوئد،انتشارات باران

 

- دواني، پيروز،(1374)،حقوق وتلاشهاي حق طلبانه زنان، چيستا121

 

- راكعي، فاطمه،(1363) ((موضع زن درخانواده))،خانواده ،دوره5، شماره41

 

- ساروخاني، باقرورفعت جاه،مريم،(1383)زنان وبازتعریف هويت اجتماعي،مجله ي جامعه شناسي ايران،دوره پنجم،ش2

 

- سفيري ،خديجه،(1377)، جامعه شناسي اشتغال زنان، موسسه انتشاراتي تبيان.

 

- سنگلاخي ،ليلا،(1370)اثرات اشتغال زنان درخانواده، پايان نامه کارشناسی ارشدجامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

 

- شلويري ،گلرخ، پولادي محمدعلي،(1381) موانع و راهكارهاي گسترش فرهنگ مناسب اشتغال زنان، مجموعه مقالات دومين همايش توانمندسازي زنان، مركزامورمشاركت

زنان

- شهشهاني،سهيلا،(1380)، چارچوب مفهومي جنسيت، نگرشي برتحليل جنسيتي در ايران،گردآوري نسرين جزني،دانشگاه شهيد بهشتي

 

- شيخي،محمد تقي،(1380)،جامعه شناسي زنان وخانواده، شركت سهامي انتشار

 

- صادقي ،محمد،(1384)، تاثير باورهاي جنسيتي برايفاي نقش هاي خانگي،پايان نامه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

 

- صالح پور،مرسده،(1376) زن وكار خانگي، خانه بدوش، خانه خدا،خانه دار، خانه زاد،خانه شاگرد، فرهنگ و توسعه،ويژه نامه زنان

 

- عزيززاده،شوكت الملوك،(1386)،بررسي عوامل مرتبط يا نگرش زنان نسبت به انجام كارخانگي،پايان نامه  دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

 

- في وش، رابين وگولومبرگ، سوزان،(1387)،رشد جنسیت،ترجمه مهرناز شهرآراي،انتشارات ققنوس

 

- كشاورز،خديجه،(1377)، بررسي عوامل موثربرپنداشت از خود زنان متاهل ،پايان نامه کارشناسی ارشدجامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

 

- گرت، استفاني،(1380) جامعه شناسي جنسيت،كتايون  بقايي، نشر ديگر

 

- محسني ، مريم ،(1377) كارگران زن خانگي،نگاه زنان، تهران،نشر توسعه

 

- مشير زاده،حميرا،(1383)، مقدمه اي برمطالعات زنان.دفتر مطالعات اجتماعي وفرهنگي وزارت علوم،تحقيقات وفناوری تهران

- مهدوي،مرضيه رويا،(1377)،خانه داري،پرزحمت وبدون منزلت،همشهري 22

 

- ميشل،آندره،(1376)،پيكارباتبعيض جنسيتي،ترجمه محمد جعفر پوينده،نشرنگاه،تهران

 

- ميشل،آندره،(1345)،جامعه شناسي خانواده وازدواج، ترجمه فرنگيس اردلان،چاپ اول،تهران

 

- ميشل،آندره،(1376)،تبعيض موقوف،محمدجعفر پوينده،  مجله ي زنان،شماره75

 

- نبي زاده،راحله،(1374)،بررسي ميزان مشاركت زنان در تصميم گيريهاي مربوط به خانواده،رساله كارشناسي ارشد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

 

-نيكجو، محمدرضا،(1380)،بررسي عوامل خانوادگي،موثربر نگرش دختران نسبت به نقش اجتماعي خود،پايان نامه کارشناسی ارشدجامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

 

- هومين فر،الهام،(1382)تحول درالگوي جامعه پذيري جنسيتي ،پايان نامه کارشناسی ارشدتوسعه دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:49  توسط mahsa | 

پرسشنامه:

دوست عزيز ،متن زير توسط آتوسا شادنیا از زعفرانیه تهران نوشته شده است خواهشمند است پس ازذكر مشخصات خود ،نظرتان را در مورد جنبه ي ادبي آن، با علامت زدن درگزينه هاي ارائه شده بيان كنيد.با تشكرازشما.

جنس :              سن:             محل تولد:

 

شناختن قلب افراد خيلي مشكله ولي وقتي به سكوي قدرتمند قلب اونها دست يافتي ديگه لزومي به آزمايش و تجربه نيست.مي توني با علايق هركس ارتباط برقرار كني،مي توني زيبايي هاش رو پشت چهره ي فرسوده و پيرش هم ببيني و از حرارتش گرم بشي.ميبيني كه با اين فلسفه گذر لحظه ها و فرسوده شدن انسانها در مقابل محبت ،قدرتي ندارن.محبت تو قلب ها جاويد ميشه و با هيچ انفجاري از هم گسيخته نميشه و اين نيروييه كه انسان تا آخرين لحظه زندگي اون رو تو وجودش حفظ ميكنه.

   

                                  ضعيف □         متوسط            خوب

پاسخگوها شهرستانی هستند. نظر شهرستانی ها در مورد نویسنده تهرانی.

 

1- مرد         23             متوسط

2- مرد          23             خوب

3- زن          23            ضعیف

4- زن          23             خوب

5- زن          24             متوسط

6- زن          24             متوسط

7- زن          23              خوب

8-زن           24             متوسط

9- زن          22            متوسط

10-زن         25            ضعیف 

11- مرد       24            ضعیف

12- زن        22            متوسط   

13-زن         22            متوسط

14- زن        23            متوسط 

15-زن         23            متوسط  

16- زن        21            متوسط

17-زن         20            ضعیف

18-زن         26            متوسط 

19- زن        24            متوسط 

20-  زن       22            متوسط 

21- زن        21            ضعیف

22- زن        22            ضعیف

23-زن        18            ضعیف

24-زن        19            متوسط

25-زن        22            متوسط

26- زن       19            ضعیف

27-زن        20            ضعیف

28- زن       20            متوسط

29-زن        26            متوسط

30-زن        24            ضعیف

 

پاسخگوها تهرانی هستند . نظر تهرانی ها درمورد نو یسنده تهرانی.

1- زن         20        ضعیف

2- زن         20         ضعیف

3- زن         19          خوب

4- زن         18          ضعیف

5- زن         23          خوب

6- زن         26          ضعیف

7- زن        23           متوسط

8- زن        19            متوسط

9- زن         22           متوسط

10- زن        24          ضعیف

11- زن        22            متوسط

12- زن        21             خوب

13- زن        21              ضعیف

14- زن        22             متوسط

15- زن        21             متوسط

16- زن         20             متوسط

17- زن         21              ضعیف

18- زن         19              متوسط

19- زن         18             ضعیف  

20- زن         19              متوسط

21- مرد        20              متوسط

22- زن          20              متوسط      

23- مرد          21              ضعیف

24- مرد          24              ضعیف

25- زن           23              متوسط

26- زن           20               متوسط

27- زن            22              متوسط

28- زن            20              متوسط

29- زن             19             متوسط

30- زن            20             متوسط  

 

 

 

 

پرسشنامه:

دوست عزيز ،متن زير توسط  صدیقه علیخانی از روستای دینور کرمانشاه نوشته شده است .خواهشمنداست پس از ذکر مشخصات خود ،نظرتان را در مورد جنبه ي ادبي آن ،با علامت زدن در گزينه هاي ارائه شده ،بيان كنيد..با تشكر از شما .

جنس :              سن:             محل تولد:

 

شناختن قلب افراد خيلي مشكله ولي وقتي به سكوي قدرتمند قلب اونها دست يافتي ديگه لزومي به آزمايش و تجربه نيست.مي توني با علايق هركس ارتباط برقرار كني،مي توني زيبايي هاش رو پشت چهره ي فرسوده و پيرش هم ببيني و از حرارتش گرم بشي.ميبيني كه با اين فلسفه گذر لحظه ها و فرسوده شدن انسانها در مقابل محبت ،قدرتي ندارن.محبت تو قلب ها جاويد ميشه و باهيچ انفجاري از هم گسيخته نميشه و اين نيرو ييه كه انسان تا آخرين لحظه زندگي اون رو تو وجودش حفظ ميكنه.

 

                               ضعيف         متوسط               خوب

پاسخگو ها تهرانی هستند.نظر تهرانی ها در مورد نویسنده شهرستانی.

 

1-زن        18            متوسط

2- زن       19            متوسط

3- زن      20             متوسط

4- زن      20             متوسط

5- زن      19             متوسط

6-زن       18              خوب   

7- زن     21              ضعیف

8- مرد     20              خوب

9- مرد      23             متوسط

10-مرد     25             متوسط

11- زن    23             متوسط

12-زن     24             ضعیف

13- زن    23              خوب

14- زن    25              متوسط

15- زن   24              متوسط

16-زن     22               ضعیف

17- مرد    22               متوسط

18-مرد     21               متوسط

19-مرد     20                ضعیف

20-زن     23                ضعیف

21-زن     24                خوب

22-زن     21                متوسط

23- زن    21                ضعیف

24-زن     20                متوسط

25-مرد     21                متوسط

26-زن     21                خوب

27-زن     19                خوب

28-مرد     23                 متوسط

29- زن    18                 متوسط

30- زن    19                 خوب

 

 

پاسخگوها شهرستانی ها هستند. نظر شهرستانی ها در مورد خودشان.

 

1- زن          21           خوب

2- زن          21           متوسط

3- زن          20           متوسط

4- زن           21          متوسط

5- زن           19           خوب

6- زن           22          متوسط

7- زن            18          خوب

8- زن           26           خوب

9- زن            24          متوسط

10- زن          23          متوسط

11- زن          19          متوسط

12- زن          20          متوسط   

13- زن          19          متوسط

14- زن          23          متوسط

15- زن          22          خوب

16- مرد         21          خوب

17- زن          20          خوب

18 زن           21          متوسط  

19- زن          21          متوسط

20- زن          22          متوسط

21- زن          22          خوب

22- مرد        20          متوسط

23- زن         21          ضعیف

24- مرد       21           متوسط

25 زن          18           متوسط

26- زن         18            ضعیف

27- زن         19           متوسط

28-مرد        22             خوب

29- مرد       20            خوب

30- زن         24            متوسط              

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 0:14  توسط mahsa | 

 

                                      

                          

                               روانشناسي اجتماعي

بررسي نوع نگرش افراد به تهراني ها وشهرستاني ها دربين دانشجويان دانشكده علوم                                                                                                                                     

                                   اجتماعی علامه طباطبايي سال 1389

 

 

 

 

 

نام پژوهشگران:

 

 

 

 

آبان 89

 

 

 

 

 

گزارش حاضر به منظور انجام تکلیف عملی درس تکنیک های خاص تحقیق انجام  شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده:

مساله ي ما اين است كه آيا نوع نگاه افراد به شهرستاني ها با نوع نگاه آنها به تهراني ها تفاوت دارد؟مثلا آيا به شهرستاني ها با ديد منفي نگاه مي شود و به تهراني ها با ديد مثبت؟  نوع ديد تهراني ها به شهرستانيها و بلعكس چگونه است؟  روش شناسي كار :تحقيق ما از نوع تبييني، مقطعي ،پهنانگر،ناب و علت كاو است.روش كار ما آزمايش  و تكنيك گرد آوري اطلاعات پرسشنامه بوده است. جمعيت آماري ما دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي علامه طباطبايي و نمونه گيري به صورت تصادفي ساده و حجم نمونه 80 نفر بوده است.  روش تحليل استفاده از آزمونهاي معناداري(كااسكور) بوده است. نتيجه گيري كلي اين است كه تهراني ها خود را بالاتر از شهرستاني ها مي دانند اما آزمون هاي معني داري تفاوت معناداري را بين نظر شهرستاني ها نسبت به تهراني ها درمقايسه با نظر آنها نسبت به شهرستاني ها اثبات نكرده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست:

 

  عنوان                                                                                                          صفحه    

 

   مقدمه ....................................................................................................  الف              

   طرح مسئله..............................................................................................    1

   ادبیات نظری.............................................................................................    2

   ادبیات پژوهشی........................................................................................   3

   چارچوب مفهومی......................................................................................   4  

   فرضیه ها.................................................................................................   5

   تعریف  مفاهیم و متغیرها............................................................................   5

   روش شناسی..........................................................................................   7

   یافته های توصیفی....................................................................................   7

   نتیجه......................................................................................................   9

   منابع......................................................................................................  10

   مآخذ .....................................................................................................  11

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

وظيفه علم روانشناسي اجتماعي عبارتست از درك وپيش بيني رفتارهاي بشر.روانشناسي اجتماعي بسيارعلاقه منداست بداند چرا احساسات وافكار ما بوسيله محيط اجتماع ما شكل مي گيرد.با در نظر گرفتن اين عوامل ،ميتوان علم روانشناسي اجتماعي را اينگونه تعريف نمودكه عبارتست از :مطالعه انواع تفكر،احساسات ورفتارهاي بشر كه بوسيله حضور واقعي وياخيالي افراد ديگر شكل مي گيرد.توجه خاص روانشناسان اجتماعي براين نكته است كه چه اتفاقي در ذهن فرد رخ مي دهد كه وقتي او وارد جامعه مي شود،بين باورها وارزشهايي كه در خانه آموخته است وآنچه در جامعه ميبيند تضاد رخ مي دهد

مساله پژوهش ما اين است كه آيا ديد تهراني ها به شهرستاني ها با ديد شهرستاني ها به تهراني ها متفاوت است ؟به عبارتي مي خواهيم بفهميم كه آيا تهراني ها با ديده ي مثبت به شهرستاني ها مي نگرند ياازبالاوبا ديده ي تحقير آميز؟نوع نگاه شهرستاني ها به تهراني ها چطوراست؟                     اهميت چنين پژوهش هايي در جامعه اين است كه در كوتاه مدت مي تواند خلاء علمي را پركند ودرمورد تاثير محل زندگي افراد در نوع نگرش آنها به افرادجامعه اطلاعاتي به ما ارائه كندو در درازمدت مي تواند مورد توجه مسئولان جامعه قرار بگيرد تا اگر نسبت به تهراني ها وشهرستاني ها نگاه تبعيض آميزي وجود داردبا اقدامات فرهنگي وعمراني در جهت رفع نابرابريها ومحروميت ها عمل كنند. هدف از انجام اين پژوهش در درجه اول ارضاي كنجكاوي ودر درجه دوم آگاه كردن مسئولان جامعه از معضلات فرهنگي است تا بتوانند اقدام مقتضي رادر جهت رفع نابرابريها انجام دهند.                                                         انگيزه ي ما به عنوان پ‍ژوهشگردرانتخاب اين مسئله علاقه وكنجكاوي بوده است.  در پايان از استاد گرامي جناب آقاي دكترشادروبابت راهنماييهايشان تشكرميكنيم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                        الف

 

طرح مسئله :

 

باتوجه به اينكه در جامعه ي ما فاصله ي طبقاتي به خصوص بين تهران وشهرستانهاي محروم زياد است ممكن است اين تصور وجود داشته باشد كه تهراني ها استعدادهاي برتري نسبت به شهرستاني ها دارند چون از امكانات بيشتري بهره مندند ودرنتيجه نگرش غالب به تهراني ها اين باشد كه آنها از همه جهات بالاتر از شهرستاني ها هستند .اين طرز تفكر باعث مي شودكه در خود شهرستانيها نسبت به تهراني ها نوعي احساس حقارت به وجود آيد وتهراني ها نيزاز بالا به شهرستاني ها نگاه كنند وآنهارا كمتر از خود بدانند.بنابراين اين مسئله اي است كه در جامعه ي ما به طور محسوسي وجود دارد. اين مسئله از جهات مختلف اهميت دارد زيرا اگر با ديده ي تحقير به شهرستاني ها نگاه شود اعتمادبه نفس از آنها گرفته خواهد شد وامكان شكوفايي استعدادهاي ذاتي ازآنها صلب خواهد شدوامكان رقابت بين آنها وتهراني ها بوجود نخواهد آمد چون از همان ابتدا آنها پايين تراز تهراني ها در نظر گرفته مي شوند.واين امر موجب شكاف بين تهراني ها وشهرستاني ها خواهد شد ووحدت جامعه را دچار خلل خواهد كرد .به همين دليل بايد اگر چنين تبعيض هايي در جامعه وجود دارد در جهت رفع آنها تلاش كرد تا مانع شكافهاي اجتماعي وسركوب استعدادها شد.  ما به طور دقيق مي خواهيم به اين سوال ها پاسخ دهيم كه آيا باتوجه به اينكه تهراني ها به خصوص افراد مناطق مرفه تهران از امكانات بيشتري نسبت به شهرستاني ها به خصوص مناطق دورافتاده برخوردارند ،نوع نگرش تهراني ها به شهرستاني ها ازبالا وتحقيرآميز است؟ نوع نگرش شهرستاني ها به تهراني ها چگونه است؟ آيا تهراني ها را برتر ازخودشان مي دانند؟چه تفاوتي بين نگاه تهراني ها وشهرستاني ها نسبت به يكديگر وجود دارد؟            

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادبيات نظري :

بخشهايي از جمعيت بواسطه سهيم بودن در وي‍ژگيهاي فرهنگي مشترك كه آنهارا از ديگران در آن جمعيت جدا مي سازد گروههاي قومي را تشكيل ميدهند. تفاوتهاي قومي تماما فراگرفته مي شوند،هرچندگاهي ممكن است طبيعي به نظر برسند. اعضاي گروه اقليت از آن روي كه توسط ديگران مورد تبعيض واقع ميشوند،دروضع نامساعدي قرار دارند.تبعيض هنگامي وجود دارد كه حقوق وفرصت هايي كه يك دسته از مردم از آن بهره مندندبه گروه ديگري داده نمي شود.اعضاي گروه اقليت ،نوعي حس همبستگي گروهي ،يعني احساس تعلق به يكديگر رادارند.تجربه ي دستخوش تعصب وتبعيض بودن معمولا احساس وفاداري وعلايق مشترك را افزايش مي دهد.اعضاي گروه اقليت گرايش دارند كه خود راهمچون قومي جدا از اكثريت درنظربگيرند.(گيدنز:279،1387) اگرتعلقات نيرومندي كه برخواسته از زبان ،دين،خويشاوندي ونظاير آن هستند،زاده طبيعت باشند،بايدايستاوثابت باشند.آنها ازنسلي به نسل ديگر وباعدم تغييرخصوصيات جوهري شان انتقال مي يابند.به بيان ديگرآنچه امروز شاهديم ابرازمجددجوهره ملي است.مطالعات مربوط به قوميت درسالهاي اخير اين ديدگاه رازير سوال برده است.اين مطالعات برنقش گزينش فردي در ساخته شدن هويتهاي قومي تاكيد مي گذارندومدعي اند كه اين هويتها به خودي خود تداوم  نمي يابندونيازبه تلاش وهزينه كردن خلاقانه دارند.اين هويتها درهرنسلي باواكنش گروهها به شرايط ،متحول وبازتعريف وتجديدبناميشوند.(اوزكريملي:98،1383)    ازنظراندرسون كاهش نفوذ مذهب وسنن پادشاهي به عنوان پيش زمينه هاي قوم گرايي عمل مي كنند.ازنظرايشان اين ديددردوران توليدصنعتي وسرمايه داري رخ ميدهد.اين بدان معناست كه قوم گرايي نمي تواند درجوامع كشاورزي وماقبل آن رخ دهد،ولي اندرسون تاكيد برچاپ دارد ومكانيسم اثرگذاري آن را بيان ميكند:    افرادي كه يكديگر را نمي شناسند قادرند از طريق جهان چاپ ومطبوعات ،دريك زمان ومكان همگن وقابل درك كه به يك جامعه ونسل تخيلي متعلق است بسرببرند.(احمدي:148،1379)

نظريه پردازان ماركسيستي ،قوميت را درچارچوب همگرايي هاي تكامل يافته ومدينه فاضله ي ايدئولوژي ماركسيستي مستحيل مي بيند،به نحوي كه نهايتا همه گروههاي قومي درسطح جهان به يك گروه مشترك تبديل ميشوند.لنين نيز براين باور بود كه حذف علايق قومي در آينده دور ،دريك جامعه بي طبقه به وقوع خواهد پيوست.(مقصودي:156،1380)             

نابرابري هايي كه طبيعي وناشي از هوش ،استعداد ،مهارت وكارسخت است ،اجتناب ناپذيروبه لحاظ اخلاقي عادلانه اند.اما نابرابري هايي كه از فقر،شرايط اجتماعي ،بي خانماني يابيكاري ناشي ميشودتوجيه ناپذيرند.(عليخواه:50،1378)                                           

 جوامع نژادي ،قومي وفرهنگي مختلف درهمزيستي بايكديگر معمولا مشكلات بزرگي راتجربه ميكنند.يكي از دلايل اين مسئله مي تواند مربوط به عدم تعادل قدرت ودرنتيجه ناهماهنگي امكانات دربين گروههاي مختلف فرهنگي وقومي باشد.در هيچ كجاي دنيا جوامعي وجود نداردكه گروههاي بومي آنها ازجميع جهات با يكديگر برابر باشند.دسته بنديهاي قومي وبرخي تفاوتهاي ديگر،مثلا اختلافات مذهبي ، قشربندي هاي گوناگوني دارد.(جغتايي وهمتي:267،1380)                                                      

يكي ازنتايج نامعلوم تمركزگرايي ،بي توجهي به اقليت هاي قومي وزباني ودر حاشيه نگه داشتن آنهاست كه موجب شكاف عميق ميان مركز وحاشيه مي شود و  نهايتا به تقويت همبستگي وبسيج قومي در جهت رويارويي وبرخورد با دولت مركزي منجر مي شود                                                 .(نادرپور۱۳۸۰،۱۴۴)             

 دارندورف اقتداررا منشاء نابرابري واستثماروتعارض مي پنداردوحل آن را در گروآزادي ،مشاركت مردمي ودست يابي به جامعه آزاد ومبتني برعدالت اجتماعي ميداند.                                                  (عبداللهي :126،1377)                                                                                                    درتمدن هاي قديمي وشرق ،هرقومي براي خود خدايي داشت كه آن را برتر ازخدايان اقوام ديگرميدانست.بديهي است لازمه اين ايمان آن بود كه قومي هم كه تحت حمايت آن خدا قرارگرفته بايد ازاقوام ديگربرتر باشد. (موسكا:197،137۰)             

 ناسيوناليسم قومي رساننده حالتي ذهني وآگاهي است كه اعضاي يك گروه از اينكه متعلق به ملت معيني هستند،احساسي حاوي همدردي نسبت به آنهايي كه هم مليت شناخته ميشوند از خود بروز مي دهند.(مكنزي:215،1375)                                                                           

نوگرايان معتقدندكه پديده هاي قوميت وناسيوناليسم قومي محصول دوران جديد هستند ومعتقدندكه وابستگي قومي درطول زمان وطبق شرايط تغيير ميكند.بايد يادآورشدكه واژه هاي ناسيوناليسم وقوم گرايي نسبي بوده والبته خود انواعي دارد. (بشيريه:280،1374)                                   

هويت قومي مجموعه خاصي از عوامل عيني ،ذهني ،فرهنگي واجتماعي وعقيدتي است كه دريك گروه متجلي مي شودوآن را نسبت به ديگرگروهها متمايز مي كندزيرا اين هويت بايدبا واقعيت همان گروه منطبق باشد.(طايي:158،1378)                                                                                       اسمين نقش دولت مركزي رادرايجادنابرابري قومي اساسي ميداندومعتقداست كه عامل اقتصاددركم وكيف مسائل قومي وقوم گرايي تاثيربسزايي دارد.به عبارتي ديگرنقش دولت درتوسعه نيافتگي وعقب ماندگي اقتصادي وتاثيرآن بر همبستگي قومي حائز اهميت است.برنامه هاي تبعيض آميزدولت گروههاي قومي راازترقي وپيشرفت باز ميداردوموجب فقرفرهنگي واقتصادي ميگرددكه نهايتا باعث كاهش وازبين رفتن اعتماداجتماعي بين قوم غالب ومغلوب ميشود.طبق اين تئوري دراين كشورها جامعه به دودسته تقسيم ميشود:    الف) بخش مركزي كه بيشتر قوم غالب درآن بسر ميبردكه توسعه يافته است.        ب) بخش حاشيه اي كه گروههاي قومي مغلوب در آن زندگي ميكنند ازتوسعه نيافتگي ومحروميت رنج مي برند.   اين سياست ريشه ي ايدئولوژيك در ناسيوناليسم قومي دارد كه از سوي قوم غالب بكار گرفته مي شود.درصددايجاد ملت اما با تاكيد برعناصرقومي خاص مثلا زبان فارسي ،مذهب تشيع و...است. (كهنه پوشي:147،1383)                                                                                      انقلاب صنعتي در غرب وظهور امپرياليسم به مرور زمان موجب تغييرات چشمگيردر روابط بين كوچ نشينان ودولت مركزي گرديدواين تغييردست كم به سود غرب ،سلاطين مستبدايراني ودارودسته آنهاانجاميد.(امان اللهي:211،1360)

ادبيات پژوهشي:

اعظم السادات اصغري فرد،تحقيقي پيرامون "بررسي تطبيقي شكل غالب بر الگوهاي همبستگي اجتماعي درميان اقوام ايراني (ترك ولر)وعوامل اجتماعي موثربرشكل گيري اين نوع همبستگي" باراهنمايي دكترمحمدعبداللهي درسال1375 انجام داده است.نتايج اين تحقيق عبارتنداز:                                                     

 1-افزايش سطح تحصيلات ازطريق بالا بردن سطح آگاهي فردي واجتماعي دركاهش قوم گرايي موثراست.                                                                                                                             2-متغيرهاي سطح توسعه منطقه (محروم/برخوردار)،قوميت ومحل زندگي به شكل غير مستقيم برقوم گرايي تاثيربخش هستند.                                                                                                         3-هرچه ميزان قوم گرايي كمتر باشد،همبستگي اجتماعي در ميان اقوام (لروترك) بيشترخواهدبود.(اعظم السادات اصغري فرد:1375)               

ديگرازاميدقادرزاده درسال1381باراهنمايي دكترعبداللهي انجام شده است تحت عنوان "سنجش فاصله اجتماعي ساكنان شهربانه ازاقوام (فارس وآذري) "   نتايج تحقيق نشان مي دهدكه در مقايسه بااقوام عرب،بلوچ ولر،ساكنان شهربانه  فاصله اجتماعي كمي با اقوام فارس وآذري دارند.(قادرزاده،1381)         

 تحقيق ديگر تحت عنوان" تاثيرتمركزگرايي برقوم گرايي" توسط حسين محمدزاده درسال1380با مشاوره ي دكتر پيران دردانشكده علوم اجتماعي علامه طباطبايي انجام شده است.نتايج تحقيق عبارتنداز:يك نوع تمركزگرايي سلسله مراتبي در ايران است،يعني شهرستان،قدرت وامكانات بيشتري ازدهات دارد.مركزاستان ازشهرستان بيشتر وپايتخت از مركز استان بيشتر.اين تمركزگرايي يك بعد مساله است كه درايران هرچه ازمركز به حاشيه مي رويم ،امكانات كمتر،اقتصاد ناتوانتروبهداشت ضعيف تراست.بعدديگردررابطه با اقوام است.امروزدرايران بعضي ازاقوام ثروتمندتر ،بعضي فقيرترند.بعضي درمركزوبعضي در حاشيه قراردارند و قومي كه ثروتمنداست ،داراي قدرت فرهنگي ،سياسي ونظامي بيشتري است. (محمدزاده:1380)                                        

 

 

 

 

 

 

 

چارچوب نظري:

نظريه لايه بندي نژادي وقومي:

نژاد وقوميت از عوامل مهم نابرابريهاي اجتماعي درهمه طول تاريخ بوده است ولايه بندي نژادي وقومي مردم از ويژگي هاي ساختاري زندگي اجتماعي است كه دربسياري ازجوامع امروزي به چشم مي خوردوتقريبا درهمه جوامع نيز مردم  به اعتبارگروه هاي اقليت واكثريت تقسيم بندي شده اند.دربسياري از جوامع اين تقسيم بنديها با اعما ل صورت هايي از انسداد اجتماعي ازسوي اكثريت ،نسبت  به اقليت همراه است.به نظر مي رسد كه شدت نابرابريهاي نژادي دركشورهاي صنعتي بيشتر از كشورهاي درحال توسعه است.درحاليكه درقوميتهاي فرهنگي وضعيت كاملا برعكس است.به اين معني كه دركشورهاي درحال توسعه  اغلب مداراي اجتماعي بالنسبه كمتري نسبت به قوميت هاي فرهنگي به چشم ميخورد، درحاليكه رواداري اجتماعي نسبت به اين گروههاي قومي دركشورهاي پيشرفته كه از ثبات سياسي بالايي برخوردارند،بسيار بيشتر است.(لنسكي:85،1369) براين اساس ما درپي آنيم كه تفاوت ديدگاه افراد را نسبت به تهراني هاوشهرستاني ها بسنجيم .اينكه آيا تهراني ها باديد حقارت به شهرستاني ها در مقايسه با همشهريانشان نگاه ميكنند؟آيا شهرستاني ها ،تهراني ها را بالاتر از خودشان     مي داننديا خير؟ تفاوت ارزيابي هاي آنها در مورد يك انشا با نويسنده هاي تهراني وشهرستاني فرضي براي آن انشا چگونه است؟

تحليل يافته ها:

 مقايسه تفاوتهاي ثبت شده

 

  متغيروابسته : 

۱- گزارش ارزيابيها مربوط به تهرانيها

۲-گزارش ارزيابيها مربوط به شهرستاني ها

 

كنترل هاي   آزمايش:

 انتخاب احتمالي دانشجويان

 

آزمايش شوندگان:

دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي علامه طباطبايي

 

متغير مستقل :                                                                                                                   

خواندن انشا با نام تهرانی                                                                                                خواندن انشا با نام شهرستاني

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرضيه  :

1- محل زندگي افراد(تهران/شهرستان) در نوع نگرش آنان (مثبت/منفي )نسبت به قوميت ها تاثير دارد .

چون بيشتر امكانات در تهران متمركز است احتمال ميرودكه تهراني ها از بسياري جهات خودشان را برتر از شهرستاني ها بدانندوقوم گرايي هم مي تواند دراين امر موثر باشد به طوري كه توقعاتي هم كه از يك تهراني دارند بيشتر از يك شهرستاني است چون خودشان را بالاتر از آنها مي داننداما اين احتمال وجود دارد كه شهرستاني هايي كه به تهران مي آيند با ديدن امكانات تهران در مقابل آنها احساس حقارت كنند وخود را كمتر از آنان ببينند.پس بين محل زندگي افراد ونوع نگرش آنان به قوميت ها همبستگي وجود دارد .

 

تعريف مفاهيم ومتغيرها:

تعريف نظري :

قوميت:خودآگاهي گروههاي مختلف زباني ،مذهبي ونژادي دريك سرزمين   نسبت به هويت خودوتفاوت قائل شدن ميان خود وديگران سا كن در همان منطقه.(احمدي :15،1378)

ساروخاني قوميت را حالت گروهي از مردم مي داند كه از درجه اي پيوستگي وهمبستگي برخوردارند وآگاه از اين كه اصل ،منشاء وعلايق مشترك دارند.(ساروخاني :195،1377)                      

شايان مهر قوميت را هنجارها وارزشهاي فرهنگي كه اعضاي يك گروه معين را از ديگران متمايز مي كند،تعريف كرده است.(شايان مهر:320،1377)

تعريف عملياتي :

منظور از قوم در اين تحقيق ،گروههاي انساني است كه در استان تهران وآذربايجان شرقي وساير شهرستانها زندگي مي كنند.

نويسنده شهرستاني ازروستاي دلفان آذربايجان شرقي است كه روستاي محرومي است.اما شهرستاني هايي كه در مورد انشا ها نظر داده اند از شهرستان هاي مختلف ايران هستند.نويسنده تهراني از الهيه تهران كه منطقه مرفهي است مي باشد.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش اجراء:

نوع تحقيق تحليلي،مقطعي ،پهنا نگربوده است چون به دنبال تحليل ارتباط بين محل تولدافراد ونظرآنها راجع به تهراني ها وشهرستاني ها دريك مقطع زماني  بوديم واز تعداد زيادي اطلاعات اندكي گرفتيم. روش تحقيق آزمايش بوده است زيرا ميخواستيم نظرافراد مختلف را درباره ي يك انشا اما با نام هاي متفاوت آزمون كنيم تا از اين طريق به تفاوت نظرها وارتباط آنها با نويسنده تهراني وشهرستاني پي ببريم.تكنيك گرد آوري تحقيق ،پرسشنامه بوده است كه انشاي واحدي را با نام نويسنده هاي متفاوتي (ازتهران وشهرستان) درمعرض نظرسنجي قرار داديم واز افراد خواستيم گزينه هاي خوب ،متوسط وضعيف را علامت بزنند. پرسشنامه درمرحله ي اول روي چند دانشجو تست شد ونقايصي نداشت به همين دليل در مرحله بعد اجرايي شد جمعيت آماري تحقيق دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي علامه طباطبايي بودند.شيوه ي نمونه گيري،تصادفي ساده بودو  حجم نمونه برابربا 80نفر بود.

 

 

يافته هاي توصيفي :

نظرتهراني ها در مورد انشا با نويسنده تهراني وشهرستاني:

 

                               فراواني        خوب             متوسط            ضعيف  

نسبت به تهراني           45درصد         0            72.22درصد    27.7۷         

نسبت به شهرستاني  55درصد      27.27درصد  59.09درصد     13.63   

 

از كل افراد نمونه كه برابر با 80 نفر بوده اند  18نفر برابر با 45درصد  تهراني هايي بودند كه نسبت به انشاي تهراني اظهار نظر كردند كه هيچكدام آنرا خوب ندانسته،13نفر برابربا72.22درصد متوسط و5نفر برابر با 27.77درصد آنراضعيف ارزيابي كرده اند  .                                                                

 همين طور 22نفر برابربا 55درصد تهراني هايي بودند كه نسبت به انشاي شهرستاني اظهار نظر كردند كه 6 نفر برابر با 27.27درصدآنرا خوب دانسته، 13نفربرابر با 59.09درصد متوسط و3 نفر برابر با13.63درصدآن راضعيف ارزيابي كرده اند.

نظرشهرستاني ها  در مورد انشا با نويسنده تهراني وشهرستاني:

 

                                 فراواني         خوب             متوسط            ضعيف

نسبت به تهراني         55درصد      27.27درصد   54.54درصد   18.18درصد

 

نسبت به شهرستاني    45درصد      50درصد         33.33درصد  16.66درصد

 

از كل افراد نمونه كه برابر 80 نفر بوده اند22نفر برابر با 55درصد شهرستاني هايي بودند كه نسبت به انشاي تهراني اظهار نظر كردند كه 6نفر برابر با 27.27درصد آنرا خوب ،12نفر برابر با 54.54درصد متوسط و4نفر برابربا 18.18درصد آنرا ضعيف ارزيابي كرده اند.                                           

 همين طور 18نفر برابر با 45درصداز شهرستاني ها نسبت به انشاي شهرستاني اظهار نظر كرده اند كه9نفر برابر با 50درصدآنرا خوب ،6نفر برابر با 33.33درصد متوسط و3نفر برابر با 16.66درصد آنراضعيف ارزيابي كرده اند.

 

يافته هاي تبييني:

فرض صفر: بين نگرش شهرستاني هابه شهرستاني ها بانگرش آنان به تهراني ها تفاوت وجود ندارد.   

فرض اصلي : بين نگرش شهرستاني هابه شهرستاني ها بانگرش آنان به تهراني ها  تفاوت وجود دارد

     O                E           (O-E)       (O-E) 2         (O-E) 2/E

      6             8.25            -2.25           5.06              0.61

    12              9.9               2.1             4.41              0.44

      4             3.85            0.15            0.02              0.005

      9             6.75            2.25             5.06             0.74

      6               8.1             -2.1             4.41             0.54

      3             3.15           -0.15             0.02            0.006

     40                                                                         2.34

 


                                                                                                                                                                                                                                                                                با باتوجه به كاي دو محاسبه شده كه برابر با2.34وكوچكتر از كاي دو در سطح معناداري 0.05با درجه آزادي 2است بنابراين فرض صفرتاييد وفرض اصلي ردمي شود .درنتيجه بين نگرش شهرستاني ها به شهرستاني ها بانگرش آنان به تهراني ها تفاوت معناداري وجود ندارد.  

 

 فرض صفر:بين نگرش تهراني ها به شهرستاني ها بانگرش آنان به تهراني ها  تفاوت وجود ندارد.

فرض اصلي : بين نگرش تهراني ها به شهرستاني ها بانگرش آنان به تهراني ها  تفاوت وجود دارد.

                                                                                                                                                                                                      

  O                E           (O-E)       (O-E) 2         (O-E) 2/E                                            0                2.7                   -2.7            7.29              2.7

                     13              11.7             1.3             1.69             0.14                                                       

                          5                3.6               1.4             1.96             0.54                                                                                                                                                                                                                                                                                                                    

                     6              3.3            2.7           7.29           2.20     

                  13           14.3          -1.3           1.69           0.11      

                   3             4.4           -1.4           1.96           0.44                                    

                     40                                                                         6.13

 

با توجه به كاي دو محاسبه شده كه برابر با6.13وبزرگتر از كاي دو در سطح معناداري 0.05با درجه آزادي 2است بنابراين فرض صفررد وفرض اصلي تاييدمي شود .درنتيجه بين نگرش تهراني ها به شهرستاني ها بانگرش آنان به تهراني ها تفاوت معناداري  وجود دارد.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتيجه نهايي:

تهراني ها با توجه به اينكه توقع داشتند يك فرد تهراني كه در منطقه مرفه است انشاي سطح بالايي بنويسد هيچ كدام انشايي راكه نويسنده اش تهراني بود خوب ارزيابي نكردندو72.2درصدمتوسط و27.7درصد ضعيف ارزيابي كردند.اما با توجه به اينكه از شهرستاني ها توقع نداشتند كه انشاي سطح بالايي بنويسند 27.27درصد آن را خوب ارزيابي كردندو59.09درصد متوسطوفقط 13.63 درصد ضعيف ارزيابي كردند .همانطور كه مشاهده مي شود تهراني ها انشاي شهرستاني را بيشتر از انشاي تهراني خوب وكمتراز آن ضعيف دانسته اند.بنابراين سطح توقع تهراني ها از يك تهراني بيشتر از سطح توقع آنان از يك شهرستاني است وبا توجه به سطح توقع خود به ارزيابي پرداختند .بنابراين مي توان گفت كه تهراني ها با ديده ي تحقير به شهرستانيها نگاه مي كنندچون از آنها توقع زيادي نسبت به تهراني ها ندارند.وقوم گرايي تهراني ها دراينجا تاحدي دخالت دارد.چون خودشان را برتر از شهرستاني ها مي دانندوتوقع بيشتري از خود دارند.

بين نگرش شهرستاني ها به تهراني ها ونگرش آنان به شهرستاني ها براساس آزمون هاي معناداري تفاوت معني داري وجود ندارد.يعني نظر شهرستاني ها در مورد يك انشا با نويسنده تهراني فرق چنداني با نظر آنها در مورد يك انشا با نويسنده تهراني نداشت.واين نشاندهنده اين است كه آنان بين تهراني ها وشهرستاني ها تمايز چنداني قائل نمي شوند.

پيشنهادها :

باتوجه به اينكه هنوز تمام مناطق ايران توسعه ي كامل نيافته است چه از لحاظ اقتصادي وچه از از لحاظ فرهنگي لذا در جامعه هم نسبت به افرادي كه از مناطق محروم هستند درمقايسه با كساني كه درمناطق توسعه يافته تر هستند نگاه تبعيض آميزي مي شود.لذا پيشنهاد مي شود كه مناطق محروم نيز تحت پوشش خدمات اقتصادي وفرهنگي قرار بگيرند تا افراد اين مناطق هم بتوانند از امكانات لازم جهت شكوفايي خود بهره مند شوند.تا شاهد اين نباشيم كه مثلا تهراني ها با ديده ي حقارت به شهرستاني ها بنگرند وضعف هاي آنان را شخصي تلقي كنند بلكه مشكلات اجتماعي واقتصادي وكمبود امكانات فرهنگي مانع رشد بسياري از آنان شده است ونه اينكه آنها ذاتا كمتر از تهراني ها باشند.لذا بايد درجهت حل معضلات آنان كوشيد.

 

آينده پژوهش:

تحقيقاتي كه مي تواند مكمل اين تحقيق در آينده باشد تحقيقاتي است كه مي تواند نوع نگرش هاي تبعيض آميز نسبت به شهرستاني ها در مقايسه با تهراني ها را در زمينه ي گزينش شغلي آنا ن ارزيابي كند تا اگر در اين زمينه تبعيضي وجود دارد برداشته شود وهمين طور تحقيقاتي كه مي توانند نظر افراد را راجع به تبعيض هايي كه بين همشهري هاي خود وساير قوميت ها در همسر گزيني يا انتخاب دوستان وهمكاران قائل مي شوند بسنجند وميزان قوم مداري آنان را ارزيابي كنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع:

1-احمدي،حميد،قوميت وقوم گرايي درايران( ازافسانه تاواقعيت)، تهران ، ني،1378

2-اصغري فرد،اعظم السادات،"بررسي تطبيقي شكل غالب برالگوهاي همبستگي اجتماعي درميان اقوام ايراني(ترك ولر)وعوامل موثربرشكل گيري اين نوع همبستگي"،پايان نامه دوره كارشناسي ارشد،دانشكده علوم اجتماعي،دانشگاه علامه طباطبايي،1375

3-امان اللهي،اسكندر،كوچ نشيني درايران ،تهران،بنگاه ترجمه ونشركتاب،1360

4-اوزكريملي،اوموت،نظريه هاي ناسيوناليسم ،تهران،موسسه مطالعات ملي،1383

5-بشيريه ،حسين،جامعه شناسي سياسي،چاپ شانزدهم،تهران،ني،1387

6-جغتايي،محمدتقي،همتي،فريده،سياست اجتماعي،تهران،دانشگاه علوم بهزيستي وتوان بخشي،1380

7-ساروخاني،باقر،درآمدي بردائره المعارف علوم اجتماعي ، تهران ،انتشارات كيهان،1377

8-شايان مهر،عليرضا، دائره المعارف تطبيقي علوم اجتماعي،چاپ دوم،تهران ،انتشارات كيهان،1379

9-طايي ،علي،بحران هويت قومي درايران،تهران،شادگان،1378

10-عبداللهي،محمد،نظام هاي بهره برداري درايران،چاپ اول،تهران،وزارت كشاورزي،1377

11-عليخواه،فردين،"قشراجتماعي وگرايش به عدالت اجتماعي"،پايان نامه دوره كارشناسي ارشد دانشكده علوم اجتماعي ،دانشگاه علامه طباطبايي،1378

12-قادرزاده،اميد،"سنجش فاصله اجتماعي ساكنان شهربانه ازاقوام فارس وآذريوبررسي عوامل موثر بر آن"،پايان نامه دوره كارشناسي ارشد،دانشكده علوم اجتماعي ،دانشگاه علامه طباطبايي ،1381

13-كهنه پوشي،مصلح،" تبعيض قومي دركردستان ايران بعدازانقلاب57،پايان نامه دوره كارشناسي ارشد"،دانشكده علوم اجتماعي،دانشگاه تهران،1383

14-گيدنز،آنتوني،جامعه شناسي،چاپ بيست وسوم،تهران،نشرني،1387

15-لنسكي،گرهاردوجين،سيرجوامع بشري،تهران،سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامي،1369

16--محمدزاده،حسين،"تاثير تمركزگرايي برقوم گرايي"پايان نامه دوره كارشناسي ارشد،دانشكده علوم اجتماعي،دانشگاه علامه طباطبايي،1380

17-مقصودي،مجتبي ،تحولات قومي درايران(علل وزمينه ها)،تهران،موسسه مطالعات ملي،1380

18-مكنزي،يان وديگران،ايدئولوژي هاي سياسي،تهران،مركز،1375

19-موسكا،گائتاناوبوتول،گاستون،تاريخ عقايدومكتب هاي سياسي از عهد باستان تاامروز،تهران،بي نا،1370

20- نادرپور،بابك،خرده فرهنگ ها،دولت مدرن پهلوي وتوسعه يافتگي سياسي ،فصلنامه مطالعات ملي ،شماره 9

 

 

ماخذشناسي:

1-آب كرامبي،نيكلاس وديگران،فرهنگ جامعه شناسي ،تهران،بي نا،1367

2-آريانپور،اميرحسين،آيين پژوهش،تهران،گستره،1378

3-ازكيا،مصطفي،جامعه شناسي،تهران،كيهان،1384

4-آشوري ،داريوش،فرهنگ علوم انساني ،تهران،نشرمركز،1375

5-الطايي،علي،بحران هويت قومي در ايران،تهران،شادگان،1378

6-افروغ ،عماد،فضاونابرابري اجتماعي،تهران ،دانشگاه تربيت مدرس،1377

7-اماني ،مهدي،جمعيت شناسي عمومي ايران،تهران،سمت،1380

8-انصاري،مسعود،ناسيوناليسم،تهران،فروغي،1345

9-اولسون،رابرت،قيام شيخ سعيدپيران،تهران،نگاه،1375

10- باري،نورمن،رفاه اجتماعي،تهران،سمت،1380

11-بيتهام،ديويد،كوين،بويل،دمكراسي چيست؟،تهران،ققنوس،1376

12-بيرو،آلن،فرهنگ علوم اجتماعي،تهران،كيهان،1366

13-تامين،ملوين،جامعه شناسي قشربندي ونابرابري اجتماعي،تهران ،توتيا،1373

14-تودارو،مايكل،توسعه اقتصادي درجهان سوم،جلداول،تهران،انتشارات سازمان برنامه وبودجه،1366

15-توسلي ،غلامعباس،"جامعيت مفهوم توسعه"،مجموعه مقالات سمينار جامعه شناسي توسعه،جلددوم ،تهران،سمت،1372

16-جانسون،گلن،اعلاميه جهاني حقوق بشر،چاپ دوم،تهران،ني،1377

17--چلپي ،مسعود،جامعه شناسي نظم،تهران،ني،1375

18-خوبروي پاك،محمدرضا،نقدي برفدراليسم،تهران،شيرازه،1377

19-دايانا،هانت،نظريه هاي اقتصادتوسعه،تحليلي ازالگوهاي رقيب، تهران ، ني 1376                                                                                      

 20-دوورژه،موريس،روش هاي علوم اجتماعي،تهران،اميركبير،1366

21-راش ،مايكل،جامعه وسياست مقدمه اي برجامعه شناسي سياسي،تهران ،سمت ،1377

22-رفيع پور،فرامرز،كندوكاوهاوپنداشتها،چاپ هفدهم ،تهران،شركت سهامي انتشار،1387                                                                               

 23-ريتزر،جرج،نظريه هاي جامعه شناسي،تهران،جهاددانشگاهي ،1363

24 -شيخي،محمدتقي،جامعه شناسي صنعتي،تهران،حرير،1382

25-شيخاوندي،داور،ناسيوناليسم وهويت ايران،تهران،مركزبازشناسي اسلام وايران،1380

26-شميم،علي اضغر،كردستان،تهران،مدبر،1370

27-طالب،مهدي،تامين اجتماعي با تجديد نظر وافزوده ها،مشهد،دانشگاه امام رضا،1381

28-عظيمي،حسين،مدارهاي توسعه وتوسعه نيافتگي در اقتصاد ايران ،تهران ،نشرني،1371

29-علاقه بند،علي،جامعه شناسي آموزش وپرورش،چاپ شانزدهم ،تهران فخيم،1374

30-عنايت،حميد،سيري در انديشه سياسي غرب،تهران ،اميركبير،1358

31-فالكس،كيث،شهروندي،تهران،كوير،1381

32-فريدي،سياووش،فرهنگ بيمه هاي اجتماعي،تهران،موسسه عالي پژوهش تامين اجتماعي،1378

33-فكوهي،ناصر،"اقوام وگفت وگوي فرهنگ ها"،روزنامه همشهري،شماره2397

34-مشيري،مهشيد،فرهنگ وزبان فارسي،چاپ اول ،تهران،نشرسروش،1369

35-مورن،ادگار،هويت انساني،تهران،قصيده سرا،1382

36-ملكوتيانوديگران،انقلاب اسلامي وچگونگي رخداد آن،چاپ ششم،تهران ،معارف،1379

37- موسكا،گائتاناوبوتول،گاستون،تاريخ عقايدومكتب هاي سياسي از عهد باستان تاامروز،تهران،بي نا،1370

38-نفيسي،سعيد،تاريخ اجتماعي ايران،تهران،دانشگاه تهران،1342

39-نراقي،يوسف،جامعه شناسي وتوسعه،تهران،نشرپژوهش،1380

40-ياسمي،رشيد،كردوپيوستگي تاريخي ونژادي او،تهران ،اميركبير،1363

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرسشنامه:

دوست عزيز ،متن زير توسط  صدیقه علیخانی از روستای دینور کرمانشاه نوشته شده است .خواهشمنداست پس از ذکر مشخصات خود ،نظرتان را در مورد جنبه ي ادبي آن ،با علامت زدن در گزينه هاي ارائه شده ،بيان كنيد..با تشكر از شما .

جنس :              سن:             محل تولد:

 

شناختن قلب افراد خيلي مشكله ولي وقتي به سكوي قدرتمند قلب اونها دست يافتي ديگه لزومي به آزمايش و تجربه نيست.مي توني با علايق هركس ارتباط برقرار كني،مي توني زيبايي هاش رو پشت چهره ي فرسوده و پيرش هم ببيني و از حرارتش گرم بشي.ميبيني كه با اين فلسفه گذر لحظه ها و فرسوده شدن انسانها در مقابل محبت ،قدرتي ندارن.محبت تو قلب ها جاويد ميشه و باهيچ انفجاري از هم گسيخته نميشه و اين نيرو ييه كه انسان تا آخرين لحظه زندگي اون رو تو وجودش حفظ ميكنه.

 

                               ضعيف         متوسط               خوب

 

 

 

 

 

 

 

پرسشنامه:

دوست عزيز ،متن زير توسط آتوسا شادنیا از زعفرانیه تهران نوشته شده است خواهشمند است پس ازذكر مشخصات خود ،نظرتان را در مورد جنبه ي ادبي آن، با علامت زدن درگزينه هاي ارائه شده بيان كنيد.با تشكرازشما.

جنس :              سن:             محل تولد:

 

شناختن قلب افراد خيلي مشكله ولي وقتي به سكوي قدرتمند قلب اونها دست يافتي ديگه لزومي به آزمايش و تجربه نيست.مي توني با علايق هركس ارتباط برقرار كني،مي توني زيبايي هاش رو پشت چهره ي فرسوده و پيرش هم ببيني و از حرارتش گرم بشي.ميبيني كه با اين فلسفه گذر لحظه ها و فرسوده شدن انسانها در مقابل محبت ،قدرتي ندارن.محبت توقلب ها جاويد ميشه و با هيچ انفجاري از هم گسيخته نميشه و اين نيروييه كه انسان تا آخرين لحظه زندگي اون رو تو وجودش حفظ ميكنه.

 

                             ضعيف □         متوسط            خوب

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 19:59  توسط mahsa | 

 

 

 

 

 

بررسي هويت ملي – ايراني در كتاب هاي ادبيات فارسی رشته ی علوم انسانی

                                    

بررسی هویت ملی – ایرانی در کتاب های ادبیات فارسی رشته ی علوم انسانی مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی                                                                                                                                                   

 

 

 

پژوهشگران:

سمیه ذوالفقاری

مهسا شریفی

لیلا عطایی 

 

 

           

 

مهر 89

 

 

 

گزارش حاضر به منظور انجام تکلیف عملی درس تکنیک های خاص تحقیق انجام  شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چكيده:

در اين مطالعه به تحليل كتاب هاي ادبیات فارسی مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی رشته ی علوم انسانی از جهت  هویت ملی – ایرانی و هویت دینی پرداختيم.و به دنبال اين سؤال بوديم كه آيا بين كتاب هاي ادبیات فارسي در به كارگيري شاخص هاي  هویت ملی – ایرانی و هویت دینی تفاوت معني داري وجود دارد؟

پژوهش حاضر از نوع توصيفی و از تكنيك تحليل محتوا استفاده شده است.جامعه آماري اين پژوهش كتاب هاي ادبیات فارسی مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی  رشته ی علوم انسانی بوده است.و با استفاده از جداول فراواني و درصد به نتيجه رسيديم.

نتايج اين پژوهش حاكي از آن است كه با وجود افزايش رشد عقلي دانش آموزان همزمان با رشد سني آنها و بالاتر رفتن پايه آنها،به كارگيري شاخص هاي  هویت ملی – ایرانی در كتب ادبیات  فارسي رشته ی انسانی سير صعودي داشته و فرضيه ما در اين پژوهش تایید شد، ولی هویت دینی  با افزایش پایه تحصیلی دانش آموزان افزایش نیافته است و این فرضیه ی ما  رد شد همچنین فرضیه ی دیگر ما یعنی بیشتر بودن نسبت هویت دینی هر سه پایه به هویت ملی رد شد.  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست:

 

  عنوان                                                                                                          صفحه    

 

   مقدمه ....................................................................................................  الف               

   طرح مسئله..............................................................................................   1

   ادبیات نظری.............................................................................................   2

   ادبیات پژوهشی........................................................................................   3

   چارچوب مفهومی......................................................................................   4

   فرضیه ها.................................................................................................   5

   تعریف  مفاهیم و متغیرها............................................................................   5

   روش شناسی..........................................................................................   7

   یافته های توصیفی....................................................................................   7

   نتیجه......................................................................................................   9

   منابع......................................................................................................  10

   مآخذ .....................................................................................................  11

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

 

هويت ملي چيستي و شناسه ي يك ملت است.آن ويژگي هايي كه  ميان اعضاي يك ملت مشترك است و باعث تمايز آن  ملت از ملل ديگر مي گردد . بنابراين هويت ملي ايراني شناسه ي ملت ايران است.

در اين تحقيق سعي  مي شود به سنجش نسبت هويت ملي – ايراني با هويت ديني بپردازيم. اين نسبت در كتاب هاي ادبیات فارسی رشته ی علوم انسانی سنجيده مي شود. 

در این پژوهش سعی بر این است به این سوالات پاسخ داده شود:

1-نسبت هویت ملی – ایرانی در کتاب های ادبیات فارسی رشته ی علوم انسانی چه میزان است؟

2- نسبت هویت دینی به هویت ملی – ایرانی در کتاب های ادبیات فارسی رشته ی علوم انسانی  به چه میزانی است؟

3- نسبت هر یک از شاخص های هویت ملی – ایرانی در سه پایه رشته ی علوم انسانی به چه میزانی است؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

 

                                         الف  

 

طرح مساله :

دغدغه ی هویت ملی در ایران ,قدمت زیادی دارد وروشنفکران ایرانی  از صدر  مشروطیت  کوشیده اند تا هویت ملی را  بر اساس فرهنگ ملی  در متن تاریخ جهان تعریف کنند.(  آشوري؛1377،188)  .ولی به رغم این تلاش یکصدساله هم چنان مشکل هویت یکی از دل مشغولی های جامعه ی ماست.  با وجود قدمت دغدغه ی هویت ملی ,اصطلاح هویت ملی ,اصطلاحی جدید در علوم اجتماعی است که  محققان و صاحب نظران ایرانی نیز چندی است آن را به کار می برند ودرباره ی چیستی و مسائل آن  به کاوش می پردازند. گروهی از صاحب نظران معتقدند که جامعه ی ما در حال حاضر  دچار بحران هویت ملی است(رواساني؛1383؛146  ) وبر مواردی چون بروز شاخص های بحران هویت نظیر بی اعتمادی اجتماعی,چند شخصیتی بودن,انحطاط اخلاقی,کاهش آرمان ها و معنویت ها ضعف هویت جسمی درجوامع روستایی و ایلی,جهش از هویت قومی به هویت جهانی,گرایش به غرب و توجه نداشتن به گذشته ی تاریخی و گرایش های قوم گرایانه اشاره می کنند.

شناخت هویت ملی  با توجه به انقلابی که در عرصه ی ارتباطات چه از نظر محتوایی و چه از نظر فناوری  اتفاق افتاده و هر روز در حال گسترش است,قادر است هویت ملی را با چالش های جدی مواجه سازد. (میرمحمدی,1383,15).

 با تقویت هویت ملی  و پرهیز از برخورد احتمالی می توانیم به طور فعالانه در عرصه ی  ارتباطات شرکت کنیم.چند قومیتی بودن ایران با وجود اینکه در شرایط مساعد باعث غنای فرهنگی ایران شده و می شود ولی در شرایط نامساعد و بحرانی  و مخصوصا هنگامی که تحریکات  بیگانگان نیز صورت می گیرد مشکل ساز می شود چنان چه در دو مقطع حساس و بحرانی  ایران در قرن اخیر  که ایران در شرایط نامساعدی قرار گرفت,شاهد تحریکات بیگانگان  ودرگیری های قومیتی و تجزیه طلبی برخی از قومیت ها بوده ایم و ممکن است در آینده نیز پیش آید.(پهلوان،1371؛6 ).

قدرت بزرگ از تعدد قومیت ها در کشورها برای تضعیف ملت ها به ویژه ملت هایی که  تهدیدی علیه آن ها باشد استفاده کرده اند و می کنند و امکان داردکه غرب به نام حفظ حقوق اقلیت ها و از رهگذر افزایش نیروهای فراملی نسبت به کاهش انسجام ملی ,استحاله ی فرهنگی,فروپاشی هویت های ملی و تضعیف هوی ملی در جوامع در حال توسعه اقدام کنند. (دهشيري،1371؛89 ).

شناخت هویت ملی برای انسجام اجتماعی  و برای جلوگیری از ایجاد مسائل داخلی و رویارویی با تهدیدات خارجی ضروری است به ویژه آن که از سوی برخی از نظریه پردازان به نقش آموزش وپرورش همگانی  و هویت ملی تذکر داده شده است.بنابراین شناخت هویت ملی برای توجه دادن مسئولان آموزشی  به ابعاد آن در نظام آموزش و پرورش  و لحاظ کردن آن   درکتب درسی جهت شکل گیری و تعمیق هویت ملی در دانش آموزان ضروری است. دانش آموزان راهنمایی در سنینی قرار گرفته اند که در حال بازسازی هویت خویش هستند و به قول اریکسون و مارگارت مید  ,مهم ترین وظیفه و هدف نوجوان جستجوی هویت پرمعنی است. هویت و از جمله هویت ملی کارکردهای فراوانی دارد ازجمله: شناسایی خود,دیگران,ایجادهماهنگی ویکپارچگی میان ابعاد شخصیت انسان,پاسخگویی به نیازها  و امنیت ,ثبات ,نظم وتعلق داشتن ,ایجادپیوستگی میان اعضای یگ گروه و.... (  حسين بر،1380؛29  ).

کتابهای درسی باید در زمینه ی بالابردن اطلاعات و آگاهی های لازم و بالابردن قدرت تجزیه  و تحلیل فراگیران را آماده سازد و هم ازنظر عاطفی ,نگرشی مثبت نسبت به هویت ملی ایرانی پدید آورد, پرورش نیروهای کارآمد,آگاه و متعهد و علاقه مند به هویت ملی ایرانی ,پشتوانه ی محکمی برای جامعه خواهد بود زیرا تلاش برای ترقی و عزت مندی جامعه ی خویش و دفاع از آن درمواقع تهدید و تلاش برای یکپارچگی و انسجام ملی به این نیاز دارد که افراد جامعه به هویت ملی خود احساس تعلق کنند. ضرورت هویت ملی باعث همبستگی می شود پس پشتوانه اقتدار ملی است.

 

 

 

                                                                                                                                   

                                                                                                                               

ادبيات نظري:

ماکس وبر :

وبر یک ناسیونالیست آلمانی بود. او بر نقش خاطره ی تاریخی و اراده سیاسی تاکید می کرد . او در دیدارش از موزه ای در کلمار اینگونه گزارش می دهد : دلیل اینکه الزاسی ها خود را متعلق به ملت آلمان احساس نمی کنند را باید در خاطراتشان جست و جو کرد . سرنوشت سیاسی آنها برای مدت زمان طولانی در خارج از سرزمین آلمان جریان داشت . قهرمانان آنها ، قهرمانان فرانسه بودند... ( اسمیت ،57:1383) ماکس وبر استدلال می کرد.که ملت ها به طور طبیعی دارای دولت های خودشان هستند . یک ملت یک اجتماع هم احساس است که به قدر کافی خود را در دولت خودش متجلی می کند از این رو یک ملت جماعتی است که به طور طبیعی تمایل دارد تا دولت خود را تاسیس کند .( همان : 42) باتامور در باره وبرمی گوید : راهنمای جامعه شناسی او را اصل تفوق منابع دولت ملی تشکیل می داد ( باتامور ،142:1368) به نظر اسمیت وجوهی از آثار وی که بیشترین تاثیر را بر نظریه های بعدی داشته اند عبارت اند از : اهمیت خاطرات سیاسی ،روشنفکران در حفظ ارزش های فرهنگی بی همتای ملت و اهمیت دولت – ملت ها در ظهور خصیصه ویژه غرب مدرن از این میان وجه سوم حائز بیشترین اهمیت است. از نظر وبر, ملت در جوهره ی خود مفهومی سیاسی است. وی آن را اجتماعی از احساسات تعریف می کرد که خود را به شکلی در دولت خویش متجلی سازد. (اوزکریملی1383: 51-50)

کارل ماکس :

 نظریات مارکس: نظریات مارکس درباره ی هویت ملی را چنین می توان خلاصه کرد:1- به نظر مارکس در جوامع مبتنی بر طبقات اجتماعی، ایده های غالب در هر دوره ای ، همان عقاید طبقه ای حاکم بوده اند .ایدئولوژی بخشی از روبنای اجتماعی را تشکیل می دهد و عادات و رسوم غالب در هر زمان ، آنهایی اند که به منافع  طبقه ی حاکم مشروعیت می بخشند ( گیبرنا، 30:1378) بنابراین هویت ملی تامین کننده منافع طبقه ی حاکم و پذیرش آن نوعی آگاهی کاذب است که باعث از خودبیگانگی نیز می شود 2- به نظر مارکس همراه با چالش قدرت فئودالیسم از ناحیه بورژوازی، ناسیونالیسم پا به میدان نهاد و هنگامی که بورژوازی قدرت را به پرولتاریا تقدیم کند، ناسیونالیسم نیز از میان خواهد رفت. ( کاتم ،333:1378)

بنابراین ملت و ملت خواهی چون آفریده دوران سرمایه داری و تضمین کننده ی سلطه ی بورژوازی است . با طی شدن این مرحله تاریخی ، دوران ملت نیز به پایان خواهد رسید 3- چون مارکس نوعی رسالت برای خود فرض می کرد و این رسالتش متوجه آگاه سازی طبقه ی کارگر بود ،اندیشه ملیت را برای پرولتاریا مردودی دانست. وی در مانیفیست کمونیست می نویسد : «ملیت کارگر نه فرانسوی است ، نه انگلیسی ، نه آلمانی بلکه کارگری، بردگی مجانی و خود ارزان فروشی است . دولت او نه فرانسوی است نه انگلیسی و نه آلمانی ،بلکه زمین او چند متر زیر زمین است.{منظور قبر کارگر است } ( گیبرنا،26:1378 ) » 4- مارکس به انترناسیونالیسم پای بند بود ( اوز کریملی 45:1382) و این عامل بی مهری او به هویت ملی است . از این رو به نظر او پرولتاریا باید بر هویت ملی برتری یابد و می تواند خود را به عنوان جزئی از خانواده عظیم بشریت بشناسد ( گیبرنا 31:1378) 

به تبع مارکس ، مارکسیت ها مخالفان اندیشه ملیت و هویت ملی بوده اند اگر به تاریخ معاصر ایران نیز نگاه کنیم این امر کاملا مشهود است . مار کسیست های ایران کارنامه مثبتی در موضوع هویت ملی ندارند.آنها بودند که قائله تجزیه طلبی آذربایجان و کردستان را به وجود آوردند . همان طور که کیچینگ مدعی است ، مارکسیست ها نمی توانستند توضیح بدهند چگونه وفاداری به  ملت به ویژه هویت ملی را  به مافوق هویت طبقاتی قراردادن ، اقدامی عقلی است . وی می گوید به همین دلیل آنان تبین های روان شناختی ارائه کردند و ناسیونالیسم را تجلی عواطف غیر عقلی دانستند که با ایدئولوژی تحریک شده است ( اوز کریملی ،41:1383 – 40) همانطور که ملاحظه  می کنید اندیشمندان کلاسیک علوم اجتماعی و از جمله دورکیم ، ماکس وبر و مارکس ، به شکل منظم به هویت ملی نپرداخته اند و به ملیت خواهی به عنوان خالق هویت ملی توجهی نکرده اند ( گیبرنا 119:1378 ؛اوزکریملی 11:1383) و بنابراین ادبیات نظری آن دیر شکل گرفت . از دهه ی 1980  است که توجه اصحاب علوم اجتماعی به هویت ملی را شاهد هستیم بنابراین دهه ی 1980 از بسیاری جهات نقطه عطفی بود ( اوزکریملی 12:1383) .

نظریه ی مید:

 مید نظریات خود در باب  هویت را در کتاب ذهن ,خود وجامعه (1934) مطرح کرده است. وی پرچم دار نظریه ی هویت است که " فرآیند دستیابی فرد  به احساس وبرداشتی کامل از  خویشتن را بررسی می کند.  از دیدگاه مید هر فرد هویت یا خویشتن  خود را از طریق سازماندهی نگرش های فردی دیگران در                                                                                                                                        

قالب نگرش های سازمان یافته ی اجتماعی یا گروهی شکل می دهد. به بیان دیگر تصویری که فرد از خود می سازد  واحساسی که نسبت به خود پیدا می کند بازتاب نگرشی است که دیگران نسبت به او دارند. " (گل محمدی, 1381,223).

مید مفهوم "خود" را به من فاعلی یا من خلاق , ومن مفعولی یا من اجتماعی  تقسیم می کند. من فاعلی قسمتی مربوط  به ساخت بیولوژیکی نیست بلکه از لحاظ فراگیری تجارب متفاوتند. من اجتماعی مجموعه ای از  رفتارهای شکل گرفته ی دیگران است  که فرد آموخته است . به عبارتی  من اجتماعی تبلور  ارزش ها ,هنجارها و اخلاقیات  موجود در جامعه است  که فرد آن ها را پذیرفته  و خود را با آن ها سازش می دهد. به این ترتیب من اجتماعی  مکانیسم همنوایی و کنترل  اجتماعی است.

به نظر مید ما افراد ی هستیم   که با یک ملیت معین زاده می شویم و از نظر جغرافیایی در یک نقطه ی خاص قرار می گیریم و دارای چنین و چنان روابط  خانوادگی  و سیاسی هستیم . همه ی این ها موقعیت خاصی  را باز می نماید که من مفعولی را می سازد.  اما ارگانیسم من  فاعلی هر فرد در برابر  این من مفعولی  پیوسته واکنش  نشان می دهد .مید تاکید بیشتری بر من  مفعولی دارد که  ذاتا و لزوما اجتماعی است و در جریان ارتباطات  و تعاملات شکل گرفته است.  من مفعولی که می توان آن را هویت  محسوب کرد پنداشتی است که شخص از خودش در جریان  تعاملات با دیگران به دست می آورد  و نقش مهمی در  احساس تعهد و تکلیف نسبت به گروه و اعمال کنترل اجتماعی دارد.  اما من فاعلی یا خلاق  هر فرد نشان دهنده ی  قوه ی ابتکار و آزادی شخصی است و جنبه ی منحصر به فرد  خود را تشکیل می دهد و از آنجا که در آگاهی حضور  ندارد و نامناسب با موقعیت ها بروز می کند  نمی توان آن را هویت قلمداد کرد.( مروت,1383, 29-30).

 

 ادبیات پژوهشی:

1-   تحقیق سکینه طالبی 1378 باعنوان تحول هویت ملی دانش آموزان دختر  دوره های ابتدائی , راهنمایی و متوسطه شهر تهران.  این تحقیق به روش پیمایش  و با استفاده از تکنیک پرسشنامه  با جمعیت نمونه 240 نفر و از طریق روش های آماری  مورد تحلیل قرار گرفت و نتایج زیر به دست آمد. از جمله این که فرضیه مبنی بر وجود احساس تعلق به هویت ملی در هرسه دوره ی تحصیلی  تایید نگردیده و رابطه ی  معنی داری میان دوره های تحصیلی و تعلق به هویت ملی مشاهده نشده است  و متقابلا تاثیر نظام آمزشی برشکل دهی هویت ملی تایید نشده است.

2-   تحقیق آقا ی نورالله قیصری  سال 77 با عنوان  قومیت عرب و هویت ملی در جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد  که روی هم رفته مساله ی هویت  در میان اعراب حل شده است. ( اعراب  به هویت ملی احساس تعلق دارند و لذا نگرش جامعه  نسبت به اعراب باید اصلاح شود.  این تحقیق به روش پیمایشی  در استان خوزستان  انجام شده و بنابراین ازنظر  روش  شناختی از تحقیق حاضر متمایز است.  محقق هویت ملی را  با شکل گیری هویت ملی در ایران مرتبط کرده  وشکل گیری دولت ملی را  به انقلاب مشروطیت برمی گرداند و برای بخش هویت  ملی سه عنصر دولت ,سرزمین و ملت را تعریف کرده و برای هر یک از این  عناصر گویه هایی  جهت سنجه مطرح کرده است.

3-   تحقیق ابوالقاسم کلاته عربی 1388 با عنوان مطالعه ی تطبیقی   هویت ملی ایرانی در کتاب های درسی دوره ی متوسطه  سالهای1360,1356   و 1382. از این تحقیق این نتایج بدست آمد: در هر سه مقطع زمانی 1356,1360 و1382  بیشتر توجه وضع موجود  هویت ملی ایرانی بوده  است و مضامینی که به وضع مطلوب و آرمانی هویت ملی اشاره کند بسیار ناچیز است و بیشترین میزان آن مربوط به  مقطع زمانی 1382 می باشد. .ازنظر قدمت مقطع های 1356 و 1360 ملت و هویت ملی ایرانی رابیشتر پدیده ای کهن  ودارای قدمت زیاد معرفی کرده است و در میان سه  مقطع زمانی ,مقطع زمانی 1382 بیش از دو مقطع دیگر  به بنیادهای پیشامدرن  هویت ایرانی اشاره  داشته است و پس از آن به ترتیب مقاطع زمانی 1360 و1356 قرار دارند که به میزان کمتری به بنیادها اشاره کرده اند.

این تحقیق در سال 1384  با استفاده از روش تحلیل محتوا  انجام شد  وبا استفاده از نمونه گیری  از کتابهای درسی متوسطه  ی آن سه مقطع زمانی  به روش چند مرحله ای هدفمند 12 کتاب انتخاب گردید.

 

 

چارچوب مفهومی:

 

متغیر:                     هویت ملی – ایرانی                                                                                                                                   

 

شاخص ها :

  

اجتماعی                                                           

 تقدم منافع جمعی بر منافع فردی

روابط دوستانه وعاطفی با دیگر شهروندان

اعتماد به دیگر شهروندان

 

    تاریخی                                         

احساس مثبت یا منفی نسبت به شخصیت ها یا وقایع تاریخی

آگاهی از شخصیت ها  و وقایع مهم تاریخی.

 

    جغرافیایی                                                                                                                

هر اشاره ای برای آشنایی با محدوده ی جغرافیایی ایران  و ویژگی های طبیعی وجفرافی آ ن

   آمادگی برای دفاع از ایران  و  مرحج دانستن زندگی در ایران نسبت به سایر نقاط جهان

 

      دینی       

   مشارکت در آیین های دینی            

 آشنایی ودل بستگی به نهادها ونمادهای دینی               

 

     فرهنگی           

                                                                                                                                        آشنایی با اسطوره ها ومشاهیر

 آشنایی با انواع هنر , معماری,موسیقس وجشن های  ایرانی

 

فرضیه ها:

1-نسبت هویت ملی- ایرانی در کتاب ادبیات فارسی سال دوم نسبت به پایه های سوم دبیرستان و پیش (1) و (2) کمتر است.

2- نسبت هویت دینی در کتاب ادبیات فارسی پیش دانشگاهی(1)  بیشتر است.

3-نسبت هویت دینی کتاب های ادبیات فارسی هر سه پایه بیشتر از هویت ملی است.

 

 

تعریف مفاهیم:

هویت: هویت واژه ای عربی است که در فارسی رواج یافته و معادل identity  در زبان انگلیسی  است  .این واژه از ترکیب هو +یت به دست آمده است. هو ضمیر مفرد مذکر  به معنی او است و به غایت و نهایت و کمال مطلق  اشاره دارد. پسوند یت نیز مصدر جعلی  می سازد. در لغت نامه ی دهخدا  هویت چنین معنی شده است: عبارت است از تشخص و همین معنی میان حکیمان و متکلمان مشهور است.

به نظر بارت آنچه در تعین هویت  در مرحله ی اول مورد توجه است  دقیقا اراده و خواست و تعیین حدود میان  ما و آنان و بنابراین برقراری و حفظ چیزی است که  نوعی مرز خوانده می شود.  /  هویت  شیوه ی شناسایی خود توسط عوامل  و متغیرهای  دیگر است.(محمدی,1383: 190).

 

هویت ملی: برای فهم چیستی هویت ملی  لازم است تعریفی از ملت ارائه شود. واژه ی ملت که امروزه در فارسی مترادف با nation  انگلیسی به کار می رود لغتی عربی است  ولی عرب ها خود,  آ ن را  به این مفهوم به کار نمی برند.

 

هویت ملی از افزوده شدن ملی به واژه ی هویت ساخته شده است. ملی واژه ای مجهول است که به جای ملتی استفاده می شود و مرسوم شده است پس هویت ملی به معنای هویت ملتی کاربرد دارد. هویت ملی از منتج مفهوم  هویت است  آن ویژگی می باشد که ملت ها  را قابل شناسایی می کند (عیوضی,1383,205). هویت ملی در واقع شناسایی  خود انسان با مرزهای جغرافیایی  دولت ملی است( احمدی , 1383, 191).

هویت ملی عبارت است از وابستگی ها و پیوندهای جغرافیایی , تاریخی,فرهنگی, حماسی,قومی و.... که زندگی انسانی را دربرمی گیرد و عضو جامعه به آن می بالد ( روح الامینی  ,1379,29). هویت ملی را می توان مجموعه ای  از نشانه ها و آثار مادی , زیستی, فرهنگی و روانی دانست  که نسبت به عناصر و عوامل  و الگوهای هویت بخش  و یکپارچه کننده  در سطح یک کشور به عنوان  یک واحد سیاسی  است. (حاجیانی, 1379,197).

 به نظر استاد مطهری  هویت ملی عبارت است از وجود احساس مشترک و یا وجدان و شهود جمعی در میان عده ای از انسان ها  که یک واحد سیاسی ملت را می سازد. 0رجایی,1382, 55). و بالاخره هویت ملی از نظر آنتونی اسمیت  عبارت است از بازتولید و باز تفسیر دائمی ارزش ها, نمادها, خاطرات, اسطوره ها و سنت هایی که  میراث تمایز  ملت  را تشکیل می دهند و تشخیص هویت افراد با آن الگو و میراث و عناصر فرهنگیش.( اسمیت,1383,30).

 

 

 تعریف عملیاتی هویت ملی:

برای هویت ملی  از 4 شاخص فرهنگی,اجتماعی, جفرافی  وتاریخی را در نظر گرفتیم, به اجتماعی کدej  , به فرهنگی کدf , به جغرافی کد j وبه تاریخی کد t داده ایم. سپس با جمع  کردن فراوانی 4 شاخص میزان هویت  ملی را محاسبه کرده ایم.

هويت ديني:هويت ديني در واقع شكلي  از هويت ديني است . هويت ديني كنش كنشگران اجتماعي در مواجهه بادين  است و آنچه  از رابطه خود با دين  در ذهن دارند.

تعریف عملیاتی هویت دینی: برای هویت دینی دو شاخص  مشارکت در آیین  های دینی و آشنایی و دل بستگی به نهاد ها و نمادهای دینی را در نظر گرفته ایم .سپس با جمع این دو شاخص  فراوانی هویت دینی را بدست آورده ایم.

پايان نامه حافظه تاريخي و هويت ديني پژوهشي در ميان جوانان شهر تهران،پايان نامه كارشناسي ارشد مطالعات فرهنگي  دانشگاه علامه طباطبايي ، دانشكده علوم اجتماعی .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روش شناسی

 در این تحقیق از تکنیک تحلیل محتوا استفاده شده است.  واحد ثبت کلمه می باشد. برای این کار کتاب های ادبیات فارسی رشته ی علوم انسانی را از نظر میزان هویت ملی –ایرانی و  میزان هویت دینی در مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی تحلیل محتوا کرده ایم.  دراین تحقیق برای آمار توصیفی از جداول توزیع فراوانی و بیان درصدی استفاده شده است.

 

 یافته ها:

 

جدول توصيفي شماره 1:

درصد

فراواني

      هويت

پایه             ملی

77/15

296

ادبیات انسانی سال دوم

52/24

460

ادبیات انسانی سال سوم

40/32

608

ادبیات انسانی پیش(1)

92/27

512

ادبیات انسانی پیش(2)

 نتایج نشان می دهد 296 مورد معادل 77/15%  هویت ملی در کتاب های ادبیات انسانی سال دوم ،460 مورد معادل 52/ 24 % در ادبیات انسانی سال سوم،608 مورد معادل 40/32 % در ادبیات انسانی پیش (1) و نهایتا  512 مورد معادل 92/27%  در کتاب ادبیات انسانی پیش(2) وجود دارد .

 

 

جدول توصيفي شماره2:

درصد

فراواني

هویت دینی

پایه

19/32

142

ادبیات انسانی سال دوم

87/32

145

ادبیات انسانی سال سوم

39/8

37

ادبیات انسانی پیش (1)

53/26

117

ادبیات انسانی پیش (2)

نتایج حاکی از آن است که 142 مورد معادل32.19 % هویت دینی در کتاب ادبیات انسانی سال دوم , 145مورد معادل32.87% در کتاب ادبیات انسانی سال سوم  37 مورد معادل8.39 % در کتاب ادبیات انسانی پیش(1) و نهایتا 117 مورد معادل26.53 % در کتاب ادبیات انسانی پیش(2) وجود دارد.

 

 

 

جدول توصيفي شماره 3:

ابعاد هويت ملي - ايراني

هويت  ملي- ايراني

تاريخي

اجتماعي

جغرافيا

فرهنگي

ديني

درصد

فراواني

درصد

فراواني

درصد

فراواني

درصد

فراواني

درصد

فراواني

56/11

217

15/0

3

49/1

28

55/2

48

19/32

142

ادبیات انسانی سال دوم

55/18

348

21/0

4

55/2

48

19/3

60

87/32

145

ادبیات انسانی سال سوم

76/31

596

15/0

3

42/0

8

05/0

1

39/8

37

ادبیات انسانی پیش (1)

61/23

443

05/0

1

81/1

34

81/1

34

53/26

117

ادبیات انسانی پیش (2)

  

نسبت هر یک از شاخص های هویت ملی –ایرانی در کتاب های ادبیات انسانی هر چهار کتاب به ترتیب عبارتند از: هویت دینی142 مورد در ادبیات انسانی سال دوم, 145مورد در ادبیات انسانی سال سوم ,37 مورد در ادبیات انسانی پیش(1) و 117 مورد در ادبیات انسانی پیش (2).  شاخص فرهنگی در ادبیات انسانی سال دوم 48 مورد , در ادبیات انسانی سال سوم 60 مورد, در ادبیات انسانی پیش (1) 1 مورد و در ادبیات انسانی پیش (2) 34 مورد . شاخص جغرافیا  28 مورد در کتاب ادبیات انسانی  سال دوم , 48 مورد در ادبیات انسانی سال سوم , 8  مورد در ادبیات انسانی پیش (1) و 34 مورد در ادبیات انسانی پیش (2).  شاخص اجتماعی در ادبیات انسانی  سال دوم 3 مورد , ادبیات انسانی سال سوم  4 مورد ,  ادبیات انسانی پیش (1) 3 مورد و ادبیات انسانی پیش (2) 1 مورد و نهایتا شاخص تاریخی در ادبیات انسانی سال دوم 217 مورد, ادبیات انسانی سال سوم 348 مورد, ادبیات انسانی پیش (1) 596 مورد و ادبیات انسانی پیش (2) 443 مورد می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه:

دراین تحقیق سعی برآن است که میزان  هویت ملی – ایرانی  و هم چنین هویت دینی و نسبت هر یک از شاخص های هویت ملی – ایرانی در کتاب های ادبیات فارسی مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی رشته ی علوم انسانی سنجیده شود.

باتوجه به یافته ها می توان گفت فرضیه تحقیق مبنی بر کمتر بودن هویت ملی- ایرانی در کتاب ادبیات فارسی سال دوم تایید می شود،  ولی فرضیه های دیگر یعنی بیشتر بودن هویت دینی در کتاب ادبیات فارسی پیش دانشگاهی (1) و بیشتر بودن هویت دینی در  کتاب های ادبیات فارسی هر سه پایه نسبت به هویت ملی  رد می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

1-آشوری,داریوش,(1377),ما و مدرنیت ,چاپ دوم, تهران,موسسه فرهنگی صراط.

2-پهلوان,چنگیز,(1382),فرهنگ شناسی,چاپ دوم, تهران,قطره.

3-پهلوان,چنگیز,(1383), پنج گفتگو , تهران , عطایی.

4-حاجیانی فر, ابراهیم,(1379), تحلیل جامعه شناختی هویت ملی در ایران,مطالعات  ملی شماره 5.

5-حسین بر,محمد عثمان, (1380),بررسی عوامل موثر برنگرش دانشجویان بلوچ نسبت به هویت ملی,پایان نامه ی کارشناسی ارشد جامعه شناسی,دانشکده ی علوم اجتماعی, دانشگاه علامه طباطبایی.

6-رجایی,فرهنگ,(1382),مشکله ی هویت ایرانیان امروز, تهران,نی.

7-رواسانی,شاپور,(1380), زمینه های اجتماعی هویت ملی, تهران,مرکز بازشناسی اسلا م وایران.

8-روح الامینی,محمود,(1379), فرهنگ و هویت ایرانی, ,چالش ها و فرصت ها , مطالعات ملی شماره 5.

9-طالبی,سکینه, (1378), پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش, دانشکده علوم انسانی  دانشگاه تربیت مدرس.

10-عیوضی, محمد رحیم,(1380), هویت دینی و چالش های آن , نامه ی پژوهش , شماره 22 و23.

11-قیصری,نورالله,(1377) , هویت ملی,مولفه ها, چگونگی پیدایش و تکوین آن ,گفتارهایی درباره ی  هویت ملی در ایران, تهران,تمدن ایرانی.

12-کلاته,ابوالقاسم,مطالعه  ی تطبیقی  هویت ملی ایرانی  در کتابهای درسی دوره ی متوسطه  سالهای1360,1356   و 1382.

13-گل محمدی, احمد,(1380),جهانی شدن, فرهنگ,هویت . تهران ,نشر نی.

14-مروت, بروز ,(1383), بررسی  عوامل موثر بر هویت جمعی غالب  در نزد دانشجویان  دانشگاه های سنندج ,پایان نامه کارشناسی ارشد  جامعه شناسی, دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی.

15- میر محمدی ,داود,(1383),گفتارهایی درباره ی هویت ملی در ایران , تهران, تمدن ایرانی.

 

 

 

 

 

 

 

 

مآخذ:

1-  احمدلو,حبیب,(1381),بررسی رابطه ی هویت ملی و هویت قومی در بین جوانان تبریز ,پایان نامه ی کارشناسی ارشد جامعه شناسی ,دانشکده ی علوم انسانی, دانشگاه تربیت مدرس.

2-  احمدی,حمید,(1382), هویت ملی ایرانی در گستره ی تاریخ ,مطالعات ملی, شماره 15.

3-  احمدی,حمید,(1383), هویت ملی ایرانی, ویژگی ها و عوامل پویایی آن , گفتارهایی درباره ی هویت  ملی در ایران, تهران, تمدن ایرانی.

4-  اشرف,احمد,(1372), هویت ایرانی, گفتگو, شماره 3.

5-  افروغ, عماد, (1380),هویت ایرانی ,تهران, بقعه.

6-  بیگدلی ,علی (1383), سیر تحول و تکوین  هویت ملی در ایران , گفتارهایی درباره ی  هویت ملی در ایران ,تهران ,تمدن ایرانی.

7-  حاجیانی فر, ابراهیم,(1379), تحلیل جامعه شناختی هویت ملی در ایران,مطالعات  ملی شماره 5.

8- دهشیری, محمد رضا,(1379),جهانی شدن و هویت  ملی  , مطالعات ملی شماره 5.

9-  روح الامینی,محمود,(1379), فرهنگ و هویت ایرانی, ,چالش ها وفرصت ها , مطالعات ملی               شماره 5.

10- شریعتی ,علی(1377),بازشناسی,هویت ایرانی ,اسلامی, مجموعه ی آثار 27, تهران , الهام.

11- قیصری,نورالله,(1377) , هویت ملی,مولفه ها, چگونگی پیدایش و تکوین آن ,گفتارهایی درباره ی  هویت ملی در ایران, تهران,تمدن ایرانی.

12- -گل محمدی, احمد,(1380),جهانی شدن, فرهنگ,هویت . تهران ,نشر نی.

13-  مسکوب,شاهرخ,(1373),هویت ایرانی وزبان فارسی, چاپ اول , تهران ,باغ آیینه.

14- میر محمدی ,داود,(1383),گفتارهایی درباره ی هویت ملی در ایران , تهران, تمدن ایرانی.

15- هیر میداس,باوند,(1379),سیرتحول هویت ملی در ایران از اسلام تا به امروز(گفتگو),مطالعات ملی , شماره 5.

 

 

 

 

 

  

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مهر 1389ساعت 20:38  توسط mahsa | 
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 20:20  توسط mahsa | 
3124254-lg.jpg
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 23:35  توسط mahsa | 
آزاد
پازل دل یکی رو به هم ریختن هنر نیست  هروقت با تیکه های شکسته دل یک نفر یک پازل دل

جدید برایش ساختی هنر کردی

بیاموزیم که اگر ستاره نیستیم ابرهم نباشیم که جلوی درخشش ستاره ها را بگیریم

انسان مانند رودخانه است هرچه عمیق تر باشد آرام تراست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 23:1  توسط mahsa | 
دلم برای خانه تو تنگ می شود  

بدون یاد تو دل سنگ می شود

تمام خاطره هایم زشهر خوب خدا

به سان سادگی کعبه رنگ می شود

طواف یک دل زخمی  خوش است با یادت

لباس ساده  روحم قشنگ می شود

به یاد هاجرو سعی صفا و مروه او

زلال جاری اشکم خون رنگ می شود

کبوتری شده ام صلح کرده ام با صبح

درآسمان شبم بی تو جنگ می شود

به سر رسید موسم حج وتشنه ام یارب

دلم برای خانه تو تنگ می شود.


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 22:59  توسط mahsa | 
 
 
 وقتي بارون مي باره خيلي ها چتر هاشون رو باز مي كنن كه خيس نشن، خيلي ها از گلي و خيس شدن لباس هاشون گله مي كنند ...اما يه نگاه به اين جاده هاي خاكي بكنيد؛ فقط يه نم بارون لازم دارن تا سفت و محكم و صاف صاف بشن. تاديگه گرد و خاك نكنن ... دلاي خيلي از ما ها هم فقط يه نم لازم داره يه نم ...وقتي بارون مي باره ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 22:57  توسط mahsa | 
خدا را خالصانه یاد کنید تا بهترین زندگی را داشته باشید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 22:46  توسط mahsa |